جواب پنجم : علت آن ورود سكينه و آرامش قلبى در آن حضرت است كه فرمود : « فانزل الله سكينته على رسوله » « 1 » خداى آرامشش را بر پيامبرش فرو فرستاد . پس استغفار براى اظهار عبوديت و نيازمندى و شكر بر نعمت حق تعالى است .
جواب ششم : علت آن حالات خوش اظهار نيازمندى بوده است و استغفار ، شكر آن حالات است لذا مجلسى گفته كه ترس مقربان ترس اجلال و اعظام است .
جواب هفتم : علت آن واردات نفسانى از قبيل ملال و حديث نفس و غفلت است كه عارض بر دلهاى صاف مىشود و مشوشش مىسازد .
جواب هشتم : چون كفار وى را گناهكار مىدانستند در اينكه ادّعاى رسالت نموده رفع آن حالت را به منزله استغفار دانسته است .
جواب نهم : به خاطر ترس از مكر خدا استغفار مىكرده است آنگاه مرحوم مجلسى مىفرمايد :
دو وجهى كه به خاطرم خطور كرده بهتر از اين وجوه است و آن دو عبارتند از :
وجه اول : چون ايشان پيوسته در ترقى به مراتب قرب و دوستى و عرفان و ايقان بوده و شايد اين حركت قربى و حبّى در روز هفتاد مرحله و درجه و يا بيشتر بوده است وقتى به درجهاى مىرسيد از درجهء گذشته استغفار مىكردهاند گرچه آن درجات هم بالاتر از متمنيات عارفان و واصلان ديگر بوده است .
وجه دوم : چون ممكن به همه احوال و اعمال ممكن الوجود و در درجه نقصان قرار دارد هر كمالى كه دارند از حق سبحانه است وقتى به درجه بلند حق سبحان و تجلى او در مراتب عرفان خود نگاه مىكند خود را در معرفت و عبادت مقصّر مىبيند لذا مىفرمود :
« سبحانك ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك »
هامش
( 1 ) . 48 / فتح ، 26 .