تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
حضرت امام صادق عليه السلام وارد شدم به من فرمود : اى حفص ! من به معلّى امر كردم مخالفت دستورم را كرد روزى من به معلى نگاه كردم او را ناراحت و غمگين ديدم گفتم اى معلى به نظر مىرسد كه به ياد اهل و خانواده‌ات افتادى گفت : بله ، گفتم : نزديك شو نزديكم شده و به صورتش دست كشيدم گفتم : خود را در كجا مىبينى ؟ گفت : خود را پيش اهل بيت خودم مىبينم و اين زن من است و اين‌ها فرزندان منند او را واگذاشتم تا از آنها ديدار كند و از وى در پرده شدم تا با اهل خود جمع شود آنگاه به وى گفتم : نزديكم شو نزديكم شد و صورتش را دست كشيدم گفتم : خودت را كجا مىيابى ؟ گفت : خودم را در مدينه با تو مىبينم بعد به ايشان گفتم : اى معلّى ! ما سخنانى داريم كه هر كس آن را نگهدارى كند ، خدا او را بر دين و دنياى خود حافظ گرداند ، اى معلّى ! به خاطر سخنان و اسرار ، خود را در دست مردم اسير نكنيد كه اگر خواستند به شما امان دهند و اگر خواستند شما را بكشند اى معلى ! هر كس اسرار ما را كتمان كند خداى تعالى آن را نورى بين دو چشم وى قرار مىدهد و در بين مردم او را نيرومند مىكند و هر كس اين گونه احاديث ما را فاش سازد نميرد مگر آنكه تيزى سلاح را بچشد يا در زنجير بميرد اى معلّى تو كشته خواهى شد آماده باش . ابى بصير مىگويد : وقتى سخن از معلّى بن خنيس شد حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمود : اى ابا محمد ! سخنى را در مورد معلى با تو مىگويم آن را كتمان كن عرضه داشتم : به چشم فرمود معلى به درجه ما نمىرسد مگر آنكه از داود بن على بچشد . گفتم : از داود به او چه مىرسد ؟ فرمود : او را دستگير مىكند و گردنش را مىزند و بدار مىآويزد . گفتم : انا لله و انا اليه راجعون ، فرمود : اين در سال آينده واقع خواهد شد وقتى كه داود بن على والى مدينه شد معلى بن خنيس را خواست و از شيعيان امام صادق پرسيد و گفت : آنها را براى من بنويس گفت : من كسى از شيعيان آن حضرت را نمىشناسم بلكه من كارهاى آن حضرت را انجام مىدهم و دوستى از آن حضرت نمىشناسم داود گفت آيا كتمان مىكنى اگر نگويى تو را مىكشم . معلّى گفت : آيا به كشته شدن مرا تهديد مىكنى به خدا قسم اگر زير قدم من باشند من قدمم را برنمىدارم و اگر مرا بكشى مرا سعادتمند مىسازى و خود بدبخت مىشوى . و همانطور كه امام صادق عليه السلام فرموده بود شد كه هيچ به وى مهلت نداد . شماره 13 ص 67 سطر 18 : طبرسى ره در مجمع مىفرمايد : مراد از ميتة السوء يعنى مرگ بد آنست كه انسان به هنگام مرگ در حالتى بد باشد مثلا در فقر
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 321 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى