فطرت وى از خدا مىخواهد و سؤال مىكند ولى بعد از آنكه حوادث شدت يافت اسباب پر مىكشند و شركا نابود مىشوند و تنها خداى تعالى باقى مىماند و براى وى روشن مىشود كه جز خداى كسى نيست و از وى مىخواهد و چون وحدانيت حقيقى پيدا شده بلا بر طرف مىشود و حاجت برآورده مىشود و رفاه و رضا روى مىآورد باز وقتى به گشايش و رفاه رسيد از يادش مىرود و شرك و تمسك به اسباب از سر گرفته مىشود و نيز اين آيه كه :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ
« 1 » كه آيه به دعا دعوت مىكند و وعده اجابت مىدهد و زياده بر آن دعا را عبادت قرار مىدهد يعنى به جاى عن دعايى « عن عبادتى » آورده است .
بلكه همه عبادات را دعا قرار داده است ، زيرا آيه مشتمل بر وعيد به آتش بر ترك بر دعاست و وعيد به آتش در مورد ترك همه عبادات است نه بعضى از اقسام عبادات پس اصل عبادت دعاست . مترجم گويد اين جواب ديگرى از مرحوم مجلسى است .
و آنگاه مرحوم علامه در مقام نتيجهگيرى مىفرمايد :
آيه مشتمل بر عمده اركان دعا و آداب داعى است و عمدهء آن آداب ، اخلاص در دعاست و آن هماهنگى قلب با زبان و بريده شدن از همه اسباب جز خداست و چسبيدن به حق سبحان است .
پاورقى شماره 5 ص 24 سطر 21 :
از همين بيانات روشن شد كه يأس و دو دلى كاشف از نخواستن و عدم طلب حقيقى است و در صورت عدم طلب حقيقى حقيقت دعا منتفى است و دعاى زبانى فايدهاى ندارد لذا يقين به اجابت از اركان استجابت دعاست و داعى در آن حال مىفهمد كه دعا مستجاب است .
شماره 6 ص 25 سطر 9 :
مرحوم مجلسى در مرآة ج 12 ص 19 مىفرمايد :
اكثر مردم گمان مىكنند كه خداى تعالى وعدهء اجابت دعا داده است و خلف وعده بر او محال است و نيز آيات و اخبار در اين زمينه فراوان آمد و دروغ از خداى تعالى و حجج الهى عليهم السلام محال است :
جواب اول : منظور از اين مطلب آن است كه وعده مشروط بر مشيت است يعنى من اجابت
هامش
( 1 ) . 40 / مؤمن ، 60 .