تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
شود بر طبق قاعده رفتار شده و در دوران امر بين حقيقت و مجاز ، حقيقت راجح است . معناى حقيقى بر اثر قرار داد اجتماعى شكل مىگيرد ، ولى مجاز بر اساس ذوق و سليقه و به كمك قرينه پديد مىآيد و قرار دادى در كار نيست ، گرچه نوع آن استعمالات مجازى مطابق با قرار دادهاى زبان است . شماره 8 / ص 31 / سطر 21 : اينكه فرمود : نگو كار تقدير پايان يافت دو احتمال مىرود . اول آنكه اين سخن باطل و فاسد است زيرا اين سخن ، سخن بعضى از يهود و حكماست بلكه ناچار بايد به بداء ايمان آورد [ مراد از بداء آنكه خداى تعالى تحت شرايطى كارى را مقدر فرموده است ولى با عوض شدن شرايط و مناسبات آن امر مقدر نيز تغيير پيدا مىكند اين تغيير گرچه معلوم حق تعالى است ولى كسانى كه به لوح محو و اثبات دست پيدا كردند گمان مىكردند كه آن امر بدون تغيير واقع خواهد شد ولى پس از وقوع معلوم مىشود كه اين امر قطعى نبوده و تحت آن شرايط خاص امكان وقوع داشته اكنون كه شخص نيايشگر شرايط جديدى را به وجود آورده آن امر مقدر تغيير كرده است . مترجم ] احتمال دوم : مراد از فراغ از امر آن باشد كه خداى تعالى علم به حوادث آينده دارد و اين سخن راست است ولى چنين علمى سبب نمىشود كه امر و تاكيد بر دعا نشود و دعا انجام نگيرد و ثوابى نداشته باشد پس مراد از اين نهى آنست كه اين حقيقت را مانع از دعا و علت براى اعتقاد به اين قرار ندهد كه دعا فايده‌اى ندارد . پايان كلام مجلسى - ره - مترجم گويد : توضيح آنكه : اگر اين سخن مستشكل را بشكافيم چنين مىشود كه چون خداى تعالى علم به حقايق عالم دارد بنا بر اين همه دست از كار بكشند و هيچ كارى نكنند زيرا چه كارى بكنند و چه نكنند عالم سير خود را انجام مىدهد زيرا خداى تعالى علم دارد كه اين حقايق واقع خواهد شد و اگر ما خود را دخيل بدانيم و دست به فعاليت بزنيم هم فايده‌اى بر آن متصور نيست و نمىتوانيم جلوى وقوع حوادث حتمى را بگيريم زيرا معلوم حق تعالى است و اگر ما در وقوع حوادث دخيل باشيم علم خداى تعالى جهل مىشود . جواب آنست كه چون حقيقت دعا را نشناختند به اين سخنان دست يازيدند توضيح آنكه : سنت الهى در عالم اين است كه هر كارى به وسيله اسباب خاص خويش صورت گيرد . نان گرسنه را سير كند ، آب تشنه را سيراب نمايد و آفتاب و ماه ، شب و روز را بسازند و
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 315 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى