تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 » هر كس كه در آسمان‌ها و زمين است از وى مىخواهد و او هر روز در كارى است . پس خواست و دعاى فطرى هرگز بدون اجابت نمىماند پس علت اينكه دعاهايى كه اجابت نمىشود فقدان يكى از اين دو امر است . امر اول : دعاى حقيقى وجود ندارد يعنى يا دعا و خواستى نيست و امر بر نيايشگر مشتبه شده مثل اينكه انسان چيزى را بخواهد كه ممكن نيست ولى در واقع نمىخواهد مثلا اگر براى وى حقيقت و سرّ قضيه روش شود نمىخواهد . امر دوم : آنكه خواست محقق است ولى از خداى تنها نمىخواهد چنان كه از خدا حاجتى از حوايج را مىخواهد ولى قلبش دنبال اسباب عادى يا امور و همى است كه فكر مىكند كه براى تحقق خواسته وى كافى است يا آنكه در كار وى دخيل است بنا بر اين دعا خالصانه نيست . بنا بر اين در حقيقت از خدا نخواسته است بلكه در اين خواست شريك قرار داده است ولى آنكه دعاها را اجابت مىكند خداى بدون شريك است با اين بيان ، آيات ديگر هم روشن مىشود مثل
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ
« 2 » بگو خداى من چه اعتنايى به شما دارد اگر دعاى شما نبود و مثل :
أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ
« 3 » آيا نمىبينيد كه اگر عذاب الهى بيايد يا قيامت شما را دريابد آيا غير خدا را مىخوانيد اگر راستگويانيد بلكه وى را مىخوانيد و آن را از شما برمىدارند اگر بخواهد و ( ولى ) در آن هنگام آنچه را كه شرك ورزيد به فراموشى مىسپريد . و نيز اين آيه :
قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ
« 4 » بگو : چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا نجات مىدهد . وى را با زارى و در نهان مىخوانيد كه اگر ما را از اين مهلكه نجات دهد از سپاسگزاران خواهيم بود بگو كه خداى تعالى شما را از آن نجات خواهد داد و از همه سختيها ، ولى شما شرك خواهيد ورزيد . اين آيات دعاى غريزى و سؤال فطرى را مطرح مىسازد كه انسان از خداى تعالى مىخواهد ولى چون در رفاه و گشايش است و به اسباب عادى چنگ مىزند و شريك براى خدا قايل مىشوند و كاربر وى مشتبه شده است و گمان مىكند كه از خدا سؤال نمىكند ولى در حقيقت
هامش
( 1 ) . 55 / الرحمن ، 29 . ( 2 ) . 25 / فرقان ، 77 . ( 3 ) . 6 / انعام ، 41 . ( 4 ) . 6 / انعام ، 64 .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 311 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى