الباعث ، التوّاب ، الجليل ، الجواد ، الخبير ، الخالق ، خير الناصرين ، الديان ، الشكور ، العظيم ، اللطيف ، الشّافى .
شرح اين اسما » ( 85 )
( 1 ) اللَّه :
مشهورترين اسم خداى تعالى است و جايگاهى و الا در ذكر و دعا دارد و ساير اسما به آن علامت شناخته مىشوند .
2 و 3 : الواحد ، الاحد :
دو اسم هستند كه بر نفى بعضيت و اجزا دلالت دارند . و تفاوتهايى بين آن دو وجود دارد اول : واحد يعنى ذاتا يكى و متفرد است و احد يعنى به جهت معنا يكى و متفرد است دوم : واحد مصاديقش بيشتر است ، زيرا بر عاقل و غير عاقل اطلاق مىشود ، ولى احد تنها بر عاقل اطلاق مىگردد سوم : واحد در ضرب و عدد داخل است ، ولى در احد اين دو محال است .
4 - الصمد :
آقايى كه در امور مقصود همه است و در نيازمنديها و حوادث به او مراجعه مىشود و اصل « الصمد » قصد است ، مىگويى « صمدت صمدا هذا الامر » يعنى « قصدت قصده » يعنى قصد اين امر كردم . و گفته شد : « صمد » آن است كه جسم و مجوّف و تو خالى نيست .
5 - الاول :
سابق بر همه اشياى موجودى كه هميشه قبل از وجود خلق ، موجود بود و هيچ چيز قبل از وى نبوده است .
6 - الآخر
آنكه بعد از فناى همه خلق باقى است و معنى آخر اين نيست كه : وى چيزى است كه پايان دارد چنان كه معنى اول آن نيست كه وى چيزى است كه ابتدا دارد پس « هو الاول و الآخر »
7 - السميع :
به معناى شنونده است كه پنهان و نجوى و در گوشى را مىشنود در نزد او بلندى صدا و كوتاهى آن برابر است و گفتگو و سكوت مساوى است گاهى شنيدن به معناى قبول و