كريمتر از آن است كه دعاى اول و آخر را قبول كند و وسط را رد كند ، زيرا دعاى بر محمد و آلش از خداى تعالى محجوب نمىماند .
ادب چهارم بعد از دعايش اين جمله را كه روايت شده بگويد : [ « ما شاء الله لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم . » ]
از امام صادق آمده است كه وقتى مرد دعا كرد بعد از دعايش بگويد : « ما شاء الله لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم . » خداى تعالى مىفرمايد : بنده من به من منقطع شد و پناه آورد و تسليم امر من گرديد حاجتش را روا كنيد ! و در خبر ديگر از على امير المؤمنين عليه السلام آمده كه فرمود : هر كس دوست دارد كه دعايش به اجابت برسد بعد از اتمام دعا بگويد : « ما شاء الله استكانة للَّه ما شاء اللَّه تضرّعا الى اللَّه ما شاء اللَّه توجّها الى اللَّه ما شاء اللَّه لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم . »
ادب پنجم : بعد از دعا حالاتش را بهتر از قبل از دعا كند
، زيرا گناهانى كه بعد از دعا كند ممكن است از اجرا و امضاى آن جلوگيرى كند ، آيا در دعاى ائمه عليهم السلام اين جمله را نشنيدى كه فرمودن : « و اعوذ بك من الذنوب الّتى ترد الدّعاء و اعوذ بك من الذنوب التى تحبس القسم » پناه به تو مىبرم از گناهانى كه كه دعا را بر مىگرداند و پناه به تو مىبرم از گناهانى كه روزى را حبس مىكنند ( 55 ) . ابن مسعود از پيامبر ص نقل كرد فرمود : از گناهان بپرهيزيد زيرا خيرات را از بين مىبرد زيرا بنده گاهى گناه مىكند و دانشى را كه آموخت از يادش مىرود ، و بنده گناهى مىكند و در قيام در شب باز مىماند ، و بنده گناهى مىكند و از روزيش محروم مىشود و حال آنكه روزى براى او گوارا بود . سپس اين آيه را تلاوت كرد
إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ
« 1 » ما ايشان را مبتلا كرديم چنان كه شركا در باغ را مبتلا كرديم . در زبور داود روايت شده است كه خداى تعالى فرمود : اى فرزند آدم ! از من درخواست مىنمايى و من به تو نمىدهم زيرا مىدانم كه صلاح خودت را در دعا از من مىخواهى سپس در دعا اصرار مىكنى و من به تو مىدهم و از آن در جهت معصيت كمك مىگيرى و من قصد بر ملا كردن رازت را مىكنم آنگاه دعا مىكنى و من آن را مىپوشانم و چه خوبيهايى كه من با تو كردم چه بديهايى كه با من كردى نزديك است كه من بر تو خشمى بگيرم كه هرگز راضى نشوم .
از جمله كلماتى كه به حضرت عيسى ( ع ) وحى شده اين است كه : گردنكشى ، كه معصيت مرا مىكند ، تو را نفريبد ، روزى مرا مىخورد ، و ديگران را عبادت مىكند . به هنگام سختى مرا
هامش
( 1 ) . 68 / قلم ، 17 .