تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
در برابر آنچه در آن دو حالتش مىبينى دلدار باش . دنيا براى كسى كه از آن توشه برگيرد سراى زهد است ، و براى كسى كه به آن تمايل يابد ، خانه فريب است . دنيا محل نزول وحى و مصلّايى است كه چه بسيار چهره‌ها كه دو رخسار خود را بر خاك آن ساييدند . دنيا تجارتخانه دوستان ( خدا ) است كه در آن بهشت را سود برده‌اند و به دو چشمه « 1 » آن وارد شده‌اند . دنيا تشويق كرد و بيم داد تا هر خردمندى پايان كار خود را از آن دو حالت ببيند . ص 85 « و لمّا . . . لا تمطر » و چون هنگام مدح ، تو را ديدم كه با ترش‌رويى به ما نگاه مىكنى . به بخل ورزيدنت از بخشش به - من يقين كردم ؛ چرا كه از ترش‌رويى باران بخشش نمىبارد . ص 85 « و قيّم . . . باحسان » و چه‌بسا جامه‌دارى كه سرانگشتانش بدون داشتن زبانهايى همانند شخص لال با من سخن گفتند . اگر مىخواست دست راستم را بگيرد ، نزديك بود آن را از تن جدا كند ، و اگر مىخواست سرم را پس از شستن شانه كند ، مرا به گريه مىانداخت ، نه دستى را از روى نيكى مىگرفت ، و ( نه دستى را ) از سر احسان رها مىكرد . ص 86 « رأيت . . . حبيبها » ابو الخير يهودى را ديدم كه شيشه‌اى در دست داشت كه مايع داخل آن چون ورس « 2 » شفّاف بود . و از آن شيشه بر روى خود پاشيد ، و گفت : بوى خوش آن دلم را زنده كرد ، به او گفتم : اين چيست ، گفت : ادرار سياهى است كه عورتش دردم را شفا مىدهد سابقه آشناييش با دوست نزديك است . و همانا ميل هركسى جايى است كه دوستش فرودآيد . ص 86 « فضحت . . . السّحر « 3 » » ص 101 « قال . . . درجته » شيخ فاضل بىنظير امام زكىّ الدين ابو محمّد عبد العظيم بن عبد الواحد بن ظافر بن عبد اللّه بن ذى الاصبع العدوانى - خداى عمرش را طولانى كناد ، و در دو سراى مقامش را بلند گرداناد - گفت . . . ص 103 « تمّ . . . ابواب » كتاب بديع القرآن المجيد با حمد خداى - سبحانه - و احسان نيكويش به پايان رسيد ، و درودهاى او
هامش
( 1 ) - ظاهرا مقصود شاعر از دو بهشت ، آن است كه در آيه 50 و 66 سورة الرحمن بيان شده است . ( 2 ) - ورس گياهى است كه براى ساختن رنگ زرد به كار مىرود . ر ك : فرهنگ فارسى معين ، ج 4 ص 5004 . ( 3 ) - براى ترجمه آن ابيات ر ك : ص 486 .