ترجمه اشعار منقول در حواشى بديع القرآن
ص 115 « عشنا . . . رجبا »
زيستيم تا در امر عشق در همه ماهها با شگفتى روبرو شديم ، و حال آنكه در ميان مثلها مثلى است ( حاكى از آنكه : ) ماه رجب را زنده باش [ تا شگفتى بينى « 1 » ]
ص 123 « و اذا . . . لا تنفع »
و هرگاه مرگ چنگالهايش را فروبرد مىبينى كه هيچ تعويذى سود نمىبخشد .
ص 134 « و اقطع . . . عنتريس »
و بيابان گسترده بىنشان را با شتر راهوار تندرو بانشاط و ستبر درمىنوردم .
ص 148 « لو انّ . . . لها »
و اگر عزّه ( در دعواى حسن ) از خورشيد چاشتگاه نزد موفّق ( قاضى ) شكايت مىبرد ، به نفع وى داورى مىكرد .
ص 181 « اقيموا . . . اميل »
اى پسران مادرم ( برادرانم ) سينههاى شتران خود را برپاكنيد كه من به قومى كه جز شمايند مايلترم .
ص 181 « بسطت . . . اتّسع »
رابعه ريسمان دوستى و وصل را براى ما گسترد ، و ما تا آنجا كه ممكن بود به ريسمان وصل او نزديك شديم .
ص 181 « أ من . . . يجزع »
آيا از روزگار و سختيهاى آن بنالم ، درحالىكه روزگار كسى را كه بىتابى مىكند راضى نمىگرداند ( و رفتارش را به نحوى كه شايسته است تغيير نمىدهد ) .
ص 182 « يا ظبية . . . النّقا « 2 » »
اى آهويى كه شبيهترين چيز به گاوهاى وحشىاى كه گياه « خزامى « 3 » » را ميان درختان آن توده
هامش
( 1 ) - جمله كامل مثل چنين است : « عش رجبا ترى عجبا » ر ك : المعجم الوسيط ، باب الرّاء .
( 2 ) - انتساب اين بيت به ابن دريد در ذيل شرح قصيده مقصوره وى به شرح تبريزى مورد ترديد قرار گرفته و از ابيات مقصوره بن الانبارى شمرده شده است . ر ك : مرجع يادشده ص 3 .
( 3 ) - « خزامى » نام گياهى است ، و گل خيرى ( شببو يا هميشه بهار ) دشتى ، ر ك : منتهى الارب و فرهنگ فارسى معين حرف « خاء » .