تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠

ترجمه اشعار منقول در حواشى بديع القرآن

ص 115 « عشنا . . . رجبا » زيستيم تا در امر عشق در همه ماهها با شگفتى روبرو شديم ، و حال آنكه در ميان مثلها مثلى است ( حاكى از آنكه : ) ماه رجب را زنده باش [ تا شگفتى بينى « 1 » ] ص 123 « و اذا . . . لا تنفع » و هرگاه مرگ چنگالهايش را فروبرد مىبينى كه هيچ تعويذى سود نمىبخشد . ص 134 « و اقطع . . . عنتريس » و بيابان گسترده بىنشان را با شتر راهوار تندرو بانشاط و ستبر درمىنوردم . ص 148 « لو انّ . . . لها » و اگر عزّه ( در دعواى حسن ) از خورشيد چاشتگاه نزد موفّق ( قاضى ) شكايت مىبرد ، به نفع وى داورى مىكرد . ص 181 « اقيموا . . . اميل » اى پسران مادرم ( برادرانم ) سينه‌هاى شتران خود را برپاكنيد كه من به قومى كه جز شمايند مايل‌ترم . ص 181 « بسطت . . . اتّسع » رابعه ريسمان دوستى و وصل را براى ما گسترد ، و ما تا آنجا كه ممكن بود به ريسمان وصل او نزديك شديم . ص 181 « أ من . . . يجزع » آيا از روزگار و سختيهاى آن بنالم ، درحالىكه روزگار كسى را كه بىتابى مىكند راضى نمىگرداند ( و رفتارش را به نحوى كه شايسته است تغيير نمىدهد ) . ص 182 « يا ظبية . . . النّقا « 2 » » اى آهويى كه شبيه‌ترين چيز به گاوهاى وحشىاى كه گياه « خزامى « 3 » » را ميان درختان آن توده
هامش
( 1 ) - جمله كامل مثل چنين است : « عش رجبا ترى عجبا » ر ك : المعجم الوسيط ، باب الرّاء . ( 2 ) - انتساب اين بيت به ابن دريد در ذيل شرح قصيده مقصوره وى به شرح تبريزى مورد ترديد قرار گرفته و از ابيات مقصوره بن الانبارى شمرده شده است . ر ك : مرجع يادشده ص 3 . ( 3 ) - « خزامى » نام گياهى است ، و گل خيرى ( شب‌بو يا هميشه بهار ) دشتى ، ر ك : منتهى الارب و فرهنگ فارسى معين حرف « خاء » .