تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
آن ، تشبيه زيد به « شير » و عمرو ، به « ابر » است ، و از اين نوع است قول خداى - تعالى - :
« وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ »
« 1 » ، كه مضمون آن ، تشبيه اصحاب كهف در حالت خواب ، به اشخاص بيدار است ؛ زيرا ايشان در برخى صفات ، با افراد بيدار شريك بودند ؛ چون گفته شده : « ايشان در حال خواب چشمهايشان باز بوده است . و نوع دوم تشبيه « توليد » و « تمثيل » ناميده مىشود ؛ مانند قول كميت : ( بسيط )
احلامكم لسقام الجهل شافية * كما دماؤكم يشفى بها الكلب « 2 »
پس همانا اين شاعر ، تشبيه را قرين استعاره قرار داده ، و از آن دو ، مدح ممدوحان وى به شرافت ، آنجا كه ايشان را به حلم وصف نموده ، تولّد يافته است . و شاعر هريك از صدر و عجز بيت را ، در قالب مثل ظاهر ساخته و ميان تمثيل واقع در عجز ، و « طباق » واقع در صدر ، با ادات تشبيهى كه بر « سر تمثيل » آورده انسجام برقرار نموده است ، و مانند اين تشبيه ، در كتاب عزيز نيامده است ، : زيرا تشبيه تمثيل جز با تصنّع و تكلّف ، تحقّق نمىيابد . و اللّه اعلم .

باب عتاب آدمى نفس خويش را « 3 »

و آن از ابواب مختص به « ابن المعتزّ » است ، و از آن است قول خداى تعالى :
« يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ »
« 4 » و مانند گفتار خداى - سبحانه - :
« يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ
هامش
( 1 ) - سورة الكهف ؛ 18 ، آيه 18 . ( 2 ) - آن بيت در « لسان » ، و « تاج » و معاهد التنصيص ، ج 3 ص 88 تصحيح استاد محمد محيى الدين عبد الحميد ، موجود است ، و « كلب » به حركت ( حرف وسط ) مرضى است كه در اثر گاز گرفتن سگ ، بر انسان عارض مىشود ، و حالت شبيه ديوانگى به او دست مىدهد ، و در نتيجه كسى راى گاز نمىگيرد مگر آنكه به داء الكلب مبتلا مىشود . ( 3 ) - ابن ابى الاصبع در كتاب « تحرير » دربارهء آن سخن گفته ، و گفته است : آن از مختصّات ابن المعتزّ است ، و براى آن باب ، دو بيت شعر ، را ( به نقل از ابن المعتزّ ) شاهد آورده ، و آن دو بيت مورد پسند او ، قرار نگرفته است زيرا شايسته اين باب نيست ، آنگاه مثالهايى از خودش آورده كه شايسته « باب عتاب المرء نفسه » است . و حقيقت اين است كه ابن ابى الاصبع متوجّه شده كه آن دو بيت شايستگى ندارد مثال اين باب واقع شود ، و از ياد او رفته است كه همه اين باب اشتباها به او منسوب شده ؛ زيرا « ابن المعتز » از باب « عتاب المرء نفسه » سخن نگفته ، بلكه از باب « اعنات المرء نفسه » يا « لزوم ما لا يلزم » سخن گفته و اشتباه ميان اعنات و « عتاب » نزديك است ، و اىكاش آن مطلب تنها بر « ابن ابى الاصبع » اشتباه شده بود ، ليكن اشتباهى كه وى به آن دچار شده ، همهء مؤلّفان « بديعيّات » به آن گرفتار شده‌اند ( رجوع كن به : خزانة ابن حجّة ص 144 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 12 ، و حسن التوسّل ص 60 ) . ( 4 ) - سورة الزّمر ؛ 39 ، آيه 56 .