52 - عليهن فتيان . . . ص 71 بر ايشان گمارده شدهاند جوانانى همانند جنّيان عبقر « 10 » كه با دستهاى خود نيزههاى راست را به اهتزاز در مىآورند .
53 - عليهن فتيان . . . ص 71 بر ايشان گمارده شده جوانانى همانند جنيان عبقر ؛ جوانانى كه سزاوارند كه روزى بازگردند تا برترى يابند .
54 - حتى كان رياض . . . ص 72 . . . تا جايى كه گويى بوستانهاى آن سرزمين سخت از هنر تزيينى عبقر جامه با شكوه و مزين پوشانيده شده است .
55 - كانها الذهب . . . ص 72 گويى آن قصيده زر نابى است كه آن را زبان شاعرترين خلق خدا از نظر شيطان شعر ، آراسته است .
56 - انى و كل شاعر . . . ص 72 بدرستى كه من و هر شاعرى كه از جنس بشر است ، شيطان او ماده و شيطان من نر است .
57 - 58 و لما اتانى . . . ص 73 و چون آنچه طايفه محارب مىگويد به من رسيد ، شيطانهاى خويش را گسيل داشتم و آن شياطين ديوانه شدند و براى ايشان از آنچه مىگويم قصيدههايى بافتم كه به آن قصيده ، اسبان مهرىّ ( منسوب به مهرة بن حيدان ) سرخ و سفيد و اسبان مهرى سياه برترى يافتند .
59 - و تغولت . . . ص 73 پريوشى ، براى اين كه ما را بترساند ، رنگ برنگ شد و مطربان مناظر وحشتناك به تو نشان مىدهند .
60 - 61 و فى الظعائن . . . ص 73 در كجاوهها و هودجها بهترين كسى كه در عراق و شام و يمن فرودآمد ؛ پريوشى از زنان
هامش
( 10 ) - عبقر سرزمينى است كه جن در آن سكونت مىگزيند و مثلى شده در وصف چيزى كه به جن منسوب است . ( رك : ص 71 ، الجمان ) . - م .