آدمى است كه نيكوتر از خورشيد روز و ماه تمام شب است اگر پهلوى هم قرار گيرند .
62 - جنيّة . . . ص 74 پريوشى كه آشكار شد تا مرا به قتل رساند و تهيگاههايش با مشك اندوده شده بود .
63 - فدقت . . . ص 74 باريك بود ، بزرگ بود و راست اندام و به كمال رسيده بود و اگر انسانى از ( فرط تعجب ) زيبايى ( خود ) ديوانه مىشد ، او ديوانه مىشد .
64 - ان شرخ . . . ص 74 همانا عنفوان جوانى و موى سياه چنانچه مورد مخالفت قرار نگيرد جنون است .
65 - قالت . . . ص 74 گفت : تو را ديوانه مىشناختم ، پس به او گفتم : « بدرستى كه جوانى جنونى است كه بهبود آن پيرى است » .
66 - أجن الصبا . . . ص 75 آيا پرى عشق رنجورم ساخت يا پرنده جدايى در ذات الصفا ، با قارقار كردن و جست و خيز پروازش ؟ .
67 - فقلت . . . ص 75 پس گفتم : به خدا سوگند كه به ما شتران چاقى مىبخشى كه گويى پرىاند .
68 - يتبعن . . . ص 75 بلند چشمانى را پيروى مىكنند كه گمان مىبرى جن زدهاند ، يا چيزهايى را مىبينى كه شتران نمىبينند .
69 - يرفعن . . . ص 75 هنگامى كه شب تاريك مىشود ، گردنهاى مار و سرهايى لرزان را بالا مىبرند ، و پس از خستگى ، حركت شتابان و تند خود را اوج مىبخشند .
70 - 73 و نار قد حضأت . . . ص 77 چه بسا آتشى كه اندكى پس از نيمهشب برافروختم ؛ در خانهاى كه نمىخواهم در آن سكونت گزينم مگر به اندازه فرودآوردن بار ، و گشودن چشمى كه از ترس به خواب رفتنش ، با آن گلاويزم ، به نزد آتش من آمدند ، پس گفتم : « شما كه هستيد ؟ » گفتند : « پريانيم » گفتم : « تاريكيتان
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٤٢١