و به صبح نيز همانند شب ، صريم اطلاق شده است زيرا هريك از آنها از همراهش جدا مىشود و صريمة به معناى قطع رابطه دوستى ، از آن معنى است . و معناى گفتار خداى - تعالى - :
فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ
« 8 » اين است كه : اغدوا على صرام النّخل ( : بامدادان بيرون شويد براى چيدن ميوه نخل ) و معناى « فانطلقوا و هم يتخافتون » اين است كه : فانطلقوا و هم يسرّون كلامهم ( : سخن خود را پوشيده مىداشتند ) سخنشان اين بود كه : « ان لا يدخلنّها اليوم عليكم مسكين ( : امروز در اين باغ ، مسكينى بر شما وارد نشود ) » پس چون بوستان را آتش گرفته ديدند ، گفتند : « انّا لضالّون » يعنى : انّا ضللنا طريق جنّتنا ( : بدرستى كه ما راه بوستانمان را گم كردهايم ) سپس دانستند كه آن وضع بوستان ، كيفر است ، پس گفتند : « بل نحن محرومون » يعنى حرمنا ثمرها بمنعنا المساكين ( : يعنى به سبب جلوگيرى مستمندان از بوستان ، از ميوه آن محروم شديم ) . اوسط آنها گفت ( قال اوسطهم ) و معناى اوسط ، اعدل ( عادلتر ) است و از گفتار خدا :
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً
« 9 » ( : يعنى امّة عدلا : امتى عادل ) گرفته شده است . و معناى گفتار خدا :
لَوْ لا تُسَبِّحُونَ
« 10 » ، لو لا تستثنون است . يعنى چرا كلام خود راى مقيّد نمىكنيد و نمىگوييد : « ان شاء اللّه ( و از آن روى ان شاء اللّه گفتن تسبيح است كه ) هر چه در لغت موجب به عظمت ياد كردن حق باشد تسبيح است . اما بيان معناى گفتار خداى تعالى :
إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ
« 11 » اين است كه : ما اهل مكه را آزموديم چنان كه مالكان آن بوستان را ، و آن هنگامى بود كه پيامبر ( ص ) برايشان نفرين كرد و گفت : « اللّهم اشدد وطأتك عليهم و اجعلها سنين كسنى يوسف « 12 » ( : خدايا فشارت
هامش
( 8 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 21 و 22 .
( 9 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 143 .
( 10 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 28 .
( 11 ) - سورة القلم ( 68 ) آيهء 17 .
( 12 ) - در النهاية ، ج 5 ، ص 200 چنين ضبط شده است : « اللهم اشدد وطأتك على مضر » .