927 يرين حباب الماء و الموت دونه * فهنّ لاصوات السّقاة روانى
928 باوجد منّى غلّ صدر و لوعة * عليك و لكنّ العدوّ عدانى
« 40 » و عجلى « 41 » گفته است : [ از بحر طويل ]
929 أقول لراعى الذود لمّا تحدّرت * على أثلات القاع منتشرات
930 اذا سامها غيطان حوضى تذكّرت * بقايا نطاف بالحمى خصرات
931 ترفّق بها يا راعى الذود انّها * تذاد عن الاوطان مقتسرات
پس شاعر از دورى آن شتران از وطن در چراگاههايشان و از اشتياق آنها به تهماندههاى آب در گودالها - هنگامى كه آب را در ميان آن درختان انبوه نمىيابند - ياد كرده است ، و حال شتران در بيشتر روزگار زندگيشان و آنچه از وضع آنها دانسته شده چنين است . و همانا شتران ، هر روزه ، يا يك روز در ميان ، و يا صبح و بعد از ظهر و همانند آن احوال به سيراب شدن مىرسند ، و از نعمت ورود به آبشخوار بهرهمند مىشوند و اين در حالى است كه چراگاه نزديك ، و امكان دسترسى به آن فراهم باشد ، آنگاه بر حسب موقعيت آبشخوار از دسترسى به آن دور مىشوند و تشنگيشان به طول مىانجامد . و آيه يادشده از اين سوره درباره « ابىّ بن خلف » و همراهانش نازل شده است ، و ( مقصود از نزل در ) گفتار خداى - تعالى - :
هذا نُزُلُهُمْ
« 42 » روزى و پاداش ايشان است ، و اصل نزل عبارت است از آنچه براى فرودآمدن در ميان قومى مهيا شده است . و معناى آيه اين است كه : پاداش ايشان همانند پاداش اهل بهشت است .
هامش
( 40 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان به اين عبارت نقل شده است :باكثر منى غلة و صبابة * اليك و لكن العدو عدانى( 41 ) - دو شاعر ملقّب به « العجلى » اند : يكى الاغلب از شاعران مخضرم و ديگرى ابو دلف . از شاعران عصر عباسى . رك : الاعلام زركلى ، ج 1 ، ص 339 و ج 6 ، ص 13 . - م .
( 42 ) - سورة الواقعة ( 56 ) آيهء 56 .