عرب در وصف تشنگى ، به شتران تشنه مثالها مىزند و از آن جهت شتران ، و نه جز آنها را به صفت تشنگى اختصاص مىدهد كه شتران چه بسا در چراگاه از آب دور مىشوند تا جائى كه تشنگى ده و بيست روز را پشت سر مىگذارند ، و سوزش جگر و صداى خشكى اندرونشان ، آنها را به ياد خوابگاههايشان مىاندازد و مشتاق وطنهايشان مىگرداند ، پس اشتياق خود را اعلان مىكنند ، و به ناله لب بسته خود آرام مىگيرند ، و در شب نزديك شدنشان به سير طولانى و به پيش رانده شدن شديد ، از آنچه آنها را به حركت ( طاقت فرسا « 37 » ) وامىدارد ، و به زحمت و سختيشان در مىافكند رنج مىبرند ، پس سوزش تشنگى آنها بالا مىگيرد ، و عطش و تشنگيشان شدت مىيابد ، تا وقتى كه به آبشخوارهايشان مأنوس مىشوند ، و به نوشيدنگاههايشان نزديك مىگردند ، در آن هنگام ، آن دسته از شتران كه آب نوشيدهاند به حد سير آبى ننوشيده و از ورود برخى ديگر به آبشخوار جلوگيرى مىشود و محل تراكم آبشخوار را ترك مىكنند و شتران تشنه كام اطراف آبشخوار مىگردند ، و لبتشنگان آنها همچنان لبتشنهاند و زمان دست يا بى به آبشخوار فرا نمىرسد .
جميل بن عبد اللّه بن معمر در حالى كه تشنگى آن شتران را وصف مىكند ، از باب تشبيه به تشنهكامى و سوزش درون ، و از جهت تمثيل به اشتياق و سوزش فراق خود گفته است : [ از بحر طويل ]
925 فما حائمات حمن يوما و ليلة * على الماء يغشين العصىّ حوانى
« 38 »
926 لوائب لا يصدرن عنه لوجهة * و لا هنّ من برد الحياض دوانى
« 39 »
هامش
( 37 ) - عبارت متن الجمان يجدّها بود ، و چون فعل مذكور لازم است به نظر مىرسد محرّف از يجهدها باشد . و همين وجه محتمل ترجمه شد . - م .
( 38 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان جميل ، ص 78 ( بجاى حائمات ) صاديات ضبط شده است .
( 39 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان ( بجاى لوائب ) لواغب ضبط شده است .