و نيز مر او راست : [ از بحر كامل ]
225 ما زخرف الدنيا و زبرج أهلها * إلّا غرور كلّها و حطام
226 و لربّ أقوام مضوا لسبيلهم * و لنمضينّ كما مضى الأقوام
« 80 » ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - :
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
« 81 » .
تأويل « كان اللّه » اين است كه آنچه شما مشاهده كرديد ، نزد خدا چيز تازهاى نيست ، و پيوسته چنان بوده است . اين تأويل بنا بر روش سيبويه « 82 » و خليل « 83 » است ، و حسن گفته است : « معناى آن جمله اين است كه خداى پيش از هستى چيزها مقتدر بوده است ، و اين معنى بنا بر رأى كسى است كه مىگويد : « هرگاه انتساب ( كان ) به خدا باشد ، به معناى ( كائن ) است » ، و گفتار سيبويه بهتر است : زيرا عرب « كان » را در معناى « يكون » نمىشناسد ، مگر به اين صورت كه بر فعل كان ( ماضى ) اداتى داخل شود كه آن را به معناى زمان آينده منتقل گرداند « 84 » : چنان كه عرب استعمال ماضى را در معناى زمان حال نمىشناسد ، و آنچه از اين باب ( كان و اسم و خبر آن ) آمده ، بر اين وجه است ؛ مانند قول خدا :
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
« 85 »
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
« 86 » .
هامش
- إنّ المنايا و إن أصبحت فى تعب * تحوم حولك حوما ايّما حومو الدهر ذو دول فيه لنا عجب * دنيا تنقّل من قوم الى قوم( 80 ) - ديوان او ( چاپ دمشق ) ص 351 ، و ( چاپ بيروت ) ص 396 ملاحظه شود .
( 81 ) - سورة الكهف ( 18 ) آيهء 45 .
( 82 ) - وى در سال 180 ه وفات يافت ( وفيات الاعيان 88 ، ج 1 ، ص 385 ) .
( 83 ) - وى در سال 170 ه وفات يافت ( وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 172 ، و انباه الرّواة ، ج 1 ، ص 341 ) .
( 84 ) - مانند ادوات شرط كه هرگاه داخل فعل ماضى شود ، معناى آن را به مضارع تغيير مىدهد مانند : ان عدتم عدنا ، رك : منهج السالك ، ج 3 ، ص 584 . - م .
( 85 ) - سورة النساء ( 4 ) آيهء 100 .
( 86 ) - سورة الاحزاب ( 33 ) آيهء 54 ، و سورة الفتح ( 48 ) آيه 26 .