154 و قد ملئت ماء الشّباب كانّها * قضيب من الرّيحان ريّان اخضر
« 29 » و شاعر ديگرى در اشاره به وصف ايشان در شيرينترين تعبير و نغزترين استعاره ، گفته است : [ از بحر طويل ]
155 احبّ اللّواتى هنّ من ورق الصبا * و فيهنّ عن ازواجهنّ طماح
و شاعر ديگرى در تأسّف بر گذشت روزگار جوانى و سرگرمى به دعا در حق جوانى و وصف طراوت روزگار آن گفته است : [ از بحر متقارب ]
156 فلا يبعد اللّه عصر الشّبا * ب فايّامه كالرّياض الأنف
و محمود بن الحسن الورّاق « 30 » اين تشبيه را گرفته و در پى آن زمام استعاره را رها ساخته ، و گفته است : [ از بحر مجزوء كامل ]
157 سقيا لايّام مضت * و كانّ أوجهها الرّياض
158 ايّام يجنبنا الهوى * و تقودنا الحدق المراض
159 جاد السّواد بنفسه * و نشا بعارضك البياض
160 فمتى أطفت بلذة * فلعارضى فيها اعتراض
و ابو العتاهيه « 31 » در حالى كه از جامههاى جوانيش ياد مىكند ، شعرى سروده و در تشبيه دو حالت ؛ جوانى و زوال آن نيكو سروده است : [ از بحر وافر ]
161 عريت من الشّباب و كنت غضّا * كما يعرى من الورق القضيب
« 32 » و گويى وى ميوه اين بيت را از گفتار النّابغة الجعدى « 33 » چيده است : [ از بحر
هامش
( 29 ) - در نسخه اصل و ديوان المعانى ، ج 1 ، ص 233 ، و الاغانى ، ج 8 ، ص 361 چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 132 ( بجاى ماء الشباب ) لين الشباب ضبط شده است .
( 30 ) - وى در حدود سال 230 وفات يافت ( طبقات الشّعراء ابن المعتزّ ، ص 367 ) .
( 31 ) - او اسماعيل بن القاسم متوفّى به سال 311 ه . ( الاغانى ، چاپ دار الكتب ، ج 4 ، ص 1 ) .
( 32 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ( چاپ شكرى ) ص 32 ( بجاى و كنت غضّا ) و كان غضّا ضبط شده است .
( 33 ) - او عبد اللّه بن قيس بن جعده است ، وى نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد و براى او شعرى سرود ، او از كهنسالان بود ( الشّعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 208 ) .