تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
174 كلّنا يأمل مدّا فى الأجل * و المنايا هى آفات الأمل
و شاعر ديگرى گفته است : [ از بحر رجز ]
175 إنّ الفتى يصبح للأسقام * كالغرض المنصوب للسّهام
أخطأ رام او أصاب رام ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - :
وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها
يعنى ( گمان بردند اهل آن سرزمين سبز ) كه بر همراه داشتن آن حالت زمين توانايند ، امّا پس از نابود شدن زيور زمين ، و خشك شدن گياهانش در حالتى جز آن حالت واقع شدند . و از نظاير اين آيه است ، قول خداى - جلّ اسمه - در سوره‌اى ديگر :
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
« 44 » . « هشيم » گياه خشكى است كه بادها آن را پراكنده مىسازد ، پس خداى - تعالى - آگاه ساخت كه زندگى نيست شونده است ، و دليل آن اين است ، كه آنچه از دنيا گذشته به منزله چيزى است كه وجود نداشته است ، پيامبر ( ص ) گفت : « الدّنيا حلوة خضرة ، فمن أخذها بحقّها بورك له فيها » « 45 » و مقصود وى از « حلوة خضرة » غضّة حسنة ( : با طراوت و نيكو ) است ، و اصل « خضرة » از « خضرة النّبات ( : سرسبزى گياه ) » است ، و به آن سبب « خضر » به آن لقب ، ناميده شد كه وقتى مىنشست اطرافش سبز مىشد . و از آن جهت به مردى كه جوان مىميرد گفته مىشود : « قد اختضر « 46 » ( : در حال طراوت جوانى روحش گرفته شد ) » . و حكايت شده : جوانى شيفته پيرى از عرب شد ؛ و هرگاه او را مىديد ، مىگفت : « أجززت يا أبا فلان ( : وقت آن شده كه بركنده شوى و بميرى . ) » و آن پير
هامش
- ص 502 ، و الاغانى ، ج 9 ، ص 150 ) . ( 44 ) - سورة الكهف ( 18 ) آيهء 45 . ( 45 ) - النّهاية ، ج 2 ، ص 41 ملاحظه شود . ( 46 ) - لسان العرب ، ريشه « خضر » .