يعنى اسهال يا پيچش كه باطفالها حادث شود علاج اوست كه اكثر اسهال به اطفال به جهت كه بوقت برآمدن دندان زير مىكشد و اكثر مىدارند بهترين علاج آنها نرم نمودن بسه ساعت دندان بيرون آيند پس اين كار مفيد است ضماد نمودن ساعت بساعت از آب بصل به رماد پخته بقدرى زبده گاو بهم كرده به لثهها ضماد سازند كه بند نمودن اسهال اينها مراد برآمدن دندان است
[ معالجه اسهال كه فضله برمىآيد امثال آبى كه شسته گوشتست ]
كامره اين هامك يعنى قسم اسهال است كه فضله برمىآيد امثال آبى كه شسته گوشت به نظر آيد علاج او معجون فلونيا به فارسى و بلغت سريانى يونيو هيرسكوده مىنامند نسخه او در قرابادين است به وزن بيست و چهار گندم وقت صبح بخورانند و همون قدر وقت عصر ديگر گل ارمنى و خون سياوشان و موميائى از هر قسم كه باشد از هركدام دو درم زردى تخممرغ يك عدد سركه آنقدر كه ضماد مىتواند شد پس اين ضماد يك عدد فاخته كه قمرى نامند يا كبوتر صحرائى گرفته پاك و صاف كرده بر او ضماد سازند و در ظرف انداخته در تنور يا در آتش بريان سازند كه نسوزد از انجا برآورده همه را بكوبند و سفوف سازند و يك درم از ان سفوف به هشت توله آب جوشانده بارتنگ كه تخم بارتنگ يك درم باشد بخورانند يا يك توله گلقند كهنه سفوف آميخته بخورانند و يا به دو توله مرباى سفرجل سفوف مذكور آميخته بخورانند اين علاج ما سواى اسهال كه مذكورست اسهال ذوسنطاريه و اسهال صفراويه را هم مفيد
[ احتباس و كسانى كه سدّه و يا سختى براز داشته باشند ]
كاجره درسيمه يعنى احتباس و كسانى كه سدّه و يا سختى براز داشته باشند علاج اوست دو توله روغن كنجد به دو توله شكر سفيد بخورانند اين علاج نيز مفيد از براى درد قولنج و سدّه قولون را بكشايد و درد اطفا سازد ديگر آلوى بخارا و مويز منقى و خيارشنبر از هركدام هشت توله همه را در يك رطل آب بجوشانند و از دست بمالند و مغز آن