تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
سازند دو رطل ليمون ترش مع پوست او از كارد ورق‌هاى باريك تراشند و در قرع انبيق شيشه كرده تقطير كنند و عرق آن در شيشه كرده نگاه دارند شش توله از ان عرق صاحب حمى سميّه بخورد كه عجيب الفعل است خصوصا نزديك طعام بخورد اولى

[ تپ نوبت ]

فيبرس بكورات يعنى حمى غب كه مرادش تپ نوبت سه روز چهار روزه باشد تدبير او بدين عنوان دو دانه سير در پارچه باريك بسته بر انگشت اخر كه خنصر نامند از دست چپ به‌بندند غرض كه سير به بدنش يعنى بر انگشت به‌چسپد در ميان پارچه كه پيچيده شده است همون قدر اثر كفايت مىكند زائل نمودن حمى كه بخواص بالخاصيت از چند روز بستن سير استعمال سازند تدبير ديگر برگ بارتنگ سبز و اگر او نباشد تخم او سداب تازه يا خشك از هركدام يك درم دود مطبخ كه بهندى دهوانسه نامند و تار عنكبوت و خمير آرد گندم همه را آن‌قدر سركه كه مطلوب باشد انداخته بسايند و بوقت آمدن حمى بلرزه همون وقت اين ادويه به تمام دست بجاى نبض‌گاه ضماد سازند كه فى الفور اطفاى حمى مىشود بيمار از امراض نجات يابد چند روز استعمال سازند ديگر گل النكرين كه قسم گل است كه از بلاد فرنگ پديد مىآيد و در اسلامبول مشهور و معروف آن گل را بكوبند و سفوف سازند به وزن بيست و دو گندم از ان سفوف به دو چمچه شوربه يا در اب در عين اشتداد سرما كه تپ مىدارد آن دوا بخورند چند روز همون دستور استعمال سازند بيمار زود فرصت يابد ديگر در اشتداد سرما و حمى يعنى شروع از حمى باشد سه توله سركه تند تا چهار توله بيمار بنوشد و درين سركه آب سرد آميخته بخورد مستحسن شود زود بيمار فرصت يابد ديگر قنطاريون صغير يك توله در بيست توله آب گرم بشب خيسانده صبح پارچه صاف سازند و به وزن سه گندم زاج كه پهكرى نامند باريك سفوف كرده در نقوع قنطاريون آميخته صبح بخورند تا نه روز استعمال سازند كه عجيب الاثر است و اگر اين حمى يعنى تپ باشد بسبب ؟ ؟ ؟ پرى خلط بود كه علامات او از ادويه كه بالا مذكور يافت از استعمال او اثرپذير نشود بدين شرط خلا نمودن فضله معده آن