ديسقوردوس گويد خوردن پودنج بكثرت زنها را عقيمه سازد مىبايد كه خوردن پودنج بكثرت نسازند بلكه بوى او مضر است
[ كشودن احتباس طمث زنان ]
كنج و سالون سال يعنى كشودن احتباس طمث زنان تدبير عجيب است كشودن فصد صافن يكان يا دو مرتبه موافق قوت بيمار خون بگيرند و طريق كشادن فصد صافن بفاصله پنج روز يا شش روز باشد اگر بيمار ناتوان باشد بفاصله شصت روز فصد صافن بكشايند بعد از فصد شش روز يا هفت روز بگذرد يك درم يا دو درم حب ايارج فيقرا بخورند به آب گرم يك روز يا دو روز يا سه روز بر طبيعت گذاشته اين شربت استعمال سازند ص ريشه خطمى فوه كه بهندى مجيهه گويند هركدام هشت درم پوست بيخ رازيانه و روناس و بيخ كرفس از هركدام شش درم و گل بابونه مرزنجوش صعتر از هركدام چهار درم و نخود سياه دو مشت همه را در يك رطل آب بجوشانند چند جوش آورده پارچه صاف سازند از ان جوشيده هفت توله گرفته به وزن يك گندم زعفران و به وزن چهار گندم دارچينى هر دو را باريك سائيده در شربت مذكور آميخته شير گرم بنوشند قبل از آمدن طمث تا ده روز استعمال سازند تفتيح طمث سازد و قابل آبستن گرداند ديگر جاوشير و اشق و سكبينج و بارزد و مر از هركدام چهار توله به سركه انداخته همه را به آتش نرم بگدازند و پارچه صاف سازند ترنتبين چهل توله عسل چهل توله همه را بجوشانند و بقوام آرند از آتش فرود آورده ادويات كه پارچه بيز است بياميزند و سنا شش توله فوه قنطاريون صغير از هركدام شش توله خبث الحديد پرورده شش توله تخم كرفس هشت توله همه را كوفته و بيخته سفوف سازند هرگاه كه بالكل قوام ادويات سرد شود همه ادويات كه سفوف است بياميزند و در ظرف كرده نگاهدارند شربت او يك و نيم درم است هر روز بوقت صبح نهار حب بسته بخورند تا بيست و يك روز در ضمن كه اين ادويات بخورد آب جوشيده از دو مشت بيخ كاسنى از دو مشت بيخ باديان كه در ده رطل آب جوشانيده باشند پارچه صاف كرده بدارند كه سرد شود و بوقت تشنگى همون آب بنوشند هرگاه كه اين آب تمام شود باز بدستور بسازند