ديسقوردوس گويد زن عقيمه بر خود اختيار دارد خوردن به وزن سه گندم صبر سقوطرى باريك ساخته و حب ساخته وقت نهار كه صبح به آب فاتر بلع نمايد سيلاب و رطوبت رحم را خشك سازد و جذب نمايد و قوت ماسكه رحم آورد و قابل آبستن گرداند و اللّه اعلم
[ معده كه بسيار ناتوان باشد كه هضم طعام نمىتواند شد ]
مكوفراك
يعنى معده كه بسيار ناتوان باشد كه هضم طعام نمىتواند شد اصلاح بدين عنوان است ترنتبين نيم درم مصطكى باريك كرده و گلقند از هركدام دو درم پوست سنگدانه از ماكيان خشك نموده و سفوف كرده يك درم همه را يك جا كرده حبها سازند به وزن چهل و چهار گندم شربت او به آب سرد بخورانند كه بسيار مقوى معده است و هضم طعام سازد و اشتها آرد ديگر زيره سياه كه كمون نامند از سركه خيسانيده و خشك نموده پانزده درم گرفته و اگر و سنبل طيب و قاقله صغار و مصطكى از هركدام دو درم باريك سائيده دو چند از ادويه عسل و بهشت توله گلاب عسل را بجوشانند و بقوام جوارش آورند از آتش فرود آورده هرگاه كه قوام نيمگرم شود ادويه مذكور بياميزند و شربت او يك درم تا دو درم است بوقت صبح نهار بخورند ديگر به جهت اصلاح معده كه آن معده بمرتبه ضعيف بود كه اغذيه را نمىتواند بود و كيلوس نسازد بلكه معا اغذيه كه در معده رسد قى سازد علاج او بدين عنوان است سفرجل كه بهى نامند شش توله به سركه بپزند هرگاه كه بگدازد در كهرل انداخته بسايند و يك درم خردل و دو درم نان گندم بياميزند و افسنتين و پودينه از هركدام دو نيم درم همه را بسايند و يك جا كرده بر معده ضماد سازند و بالاى ضماد دارچينى و جوزبويه مساوى الوزن كوفته و بيخته و باريك سفوف نموده بر ضماد بپاشند و بالاى او پنبه گذاشته بپارچه بهبندند بعد دو روز اين ضماد را تبديل سازد كه خيلى قوت بمعده دارد و قى را بازدارد ديگر ريوند خطائى يك درم ريوند چينى نيم درم صبر سقوطرى در گلاب خيسانيده نيم درم گل سرخ نيم درم مصطكى نيم درم سنگ بلور در آتش گرم نموده به آب سرد كرده بسيار