بدندان بمالند داغهاى او ببرد و جلا بخشد و سفيد شود و عفونت دهن ببرد
[ معالجه دندان اطفال ]
دينت باردانون منت يعنى دندان طفلان كه از مشكل برآيند به جهت سهوليت و آسانيت برآمدن دندان تدبيريست اگر لثه اطفالها سختى گرفته باشند به جهت چشانيدن اغذيه بآسانيت دندان برنمىآيند در پوست و گوشت لثه دندان حبس شده باشد نمىتواند آن پوست سخت را بشگافد و بيرون آيد ازين واسطه اطفالها تپ سازند بافراط اسهال پيدا كنند يا ورم و سوزش لثه بهترين تدبير او از نشتر جايى كه برآمدن دندان باشد وا سازند كه دندان راه يافته بسهوليت بيرون آيند و از تكليف نجات يابد و الّا اين مرض به آنها سخت است و اگر برآمدن دندان به اطفال اهمال سازند آب پياز و زبده گاو و چند دانه نمك طعام يك جا كرده چند روز بمالند كه لثهها را نرم سازد و دندان باسانيت بروياند و اسهال و يا تپ و ورم لثهها زائل شود من بارها اين ادويه به طفلان استعمال كردم بصل در رماد گرم پخته و از رماد برآورده بيفشرند بقدرى مسكه گاو بهم ساخته به لثهها كه سخت است بمالند بآسانيت دندان برآيد ديگر به لثههاى اطفال بمالند از خون تاج خروس ابو نصر
گويد كه در زير احليل روباه استخوان مىشود و آن استخوان را برآورده بر بازوى راست اطفال بهبندند كه مقابل اين هيچ چيز نباشد غرض كه آن استخوان به جلد بدن برسد بعرصه روزهاى قليل بآسانيت دندانش برآيد بىدرد كه اين خواص بالخاصيت است و تدبير ديگر در باب چشم گفته آيد
[ از عمل او از اماة بيفتد خون گوش شبپرك بر دندان ]
دينت بترون سين خمبر و دندان از عمل او از اماة بيفتد خون گوش شبپرك بر دندان كه مراد از برآوردن باشد بچسپند بمرتبه ضعيف و كمزور شود كه باندك حركت بافتد بىدرد و همون حكيم چسپانيدن بدندان خون گوش سگ بچه مىگويد كه دندان زود بيفتد ازين جانور گوشبريده خون بايد گرفت ديگر خراطين گرفته