علاج او روغن گل و آب مغز كاهو سبز و اگر نباشد تخم كاهو و آب كاسنى سبز يا تخم او از هركدام مساوى الوزن گرفته همه در كهرل سرب مع دسته سرب انداخته بسايند تا كه رنگ سرب گيرد يعنى اسود شود بر پشت جايى كه درد است ضماد سازند اين ضماد از براى اختلاج از هر عضوى كه باشد مفيد است و نيز مفيد به جهت اختلاج دل كه بر پستان چپ ضماد سازند و اكثر معلم گويند جايى كه درد است پيه فاتر كرده تدهين سازند مفيد است
[ معالجه جنين كه ناتوان باشد ]
كرنامردك يعنى جنين كه فى الفور زائيده و ناتوانى كمال داشته باشد نمىتواند كه بهگريد و شير نخورد تدبير او بدين عنوان است دو قطره خون از بينه خود كه بهندى آنول مىگويند كه آن خون وقت بريدن گرفته مىشود انسب يا بعد گيرند هم خوب است يك چمچه شوربه ممزوج به بچهاش بخورانند كه فى الفور جنين قوت گيرد و بهگريد و شير بخورد و نيز مفيد داشتن جنين بعرصه يك گهرى در شكم گوسفند فى الفور قوت گيرد و قابل خوردن شير شود شكم گوسفند را از كارد وا نموده امعا و معده دور كرده در شكم او جنين را بدارند كه سر جنين بيرون از شكم گوسفند باشد
[ اگر از تنحنح خون برآيد ]
بسر سانك يعنى از تنحنح خون برآيد كاسنى دو مشت در ده رطل آب بجوشانند و در سبوى كلان آب را سرد سازند و در طشت انداخته بيمار را در ان بنشانند آمدن خون از دهن و از تنحنح منع سازد اين تدبير بتكرار در عمل آرد ديگر بلوتيو كه معجون فلونيا است فارسى است و باصطلاح سريانى ملونوسه نيكو نيم درم از ان فلونيا و شش توله عرق بارتنگ و ديگر شش توله خرفه تازه يا از تخم خرفه ممزوج بنوشند منع نمودن خون بيعديل است آنها كه خون از تنحنح مىاندازند قريب الوقوع است كه بعرصه روزهاى قليل قرحه شش كه سل نامند پيدا سازد ادويه عجيب است مضغ نمودن يك پارچه ريوند خطائى و لعابش كه برآيد فروبرند يعنى بلع سازند هرگاه كه آن پارچه ريوند تمام شود ديگر پارچه ريوند در دهن گذارند غرض كه در تمام روز يك درم به صرف درآيد بنوعى كه دوازده يا سيزده پارچه از ريوند مذكور كرده در دهن گذارند