شش دانه هليله كابلى چهار درم شيرخشت دو توله همه را يك جا كرده در ربع آثار آب عرق كاسنى در ظرف گلى بشبت خيسانده صبح از دست بمالند و پارچه صاف سازند و بنوشند و بهمون دستور چهار يا پنج روز اين نقوع بنوشند يا بدين عنوان سازند يكان مرتبه فصد دست اگر مرد باشد بكشايند و اگر زن بود فصد پا كه صافن نامند بكشايند و اگر در كشودن فصد دست و پا وسواس سازند چند زلوى اطراف غايطگاه بچسپانند بمردان هم مفيد است و نيز زنان را و بعد از چهار روز اين قسم مسهل بخورند ربع آثار ماء الجبن كه از شير بز باشد و دو توله مغز خيارشنبر از دست بمالند و پارچه صاف سازند و يك درم روغن بادام بهم كرده بنوشند يك روز يا دو روز اين مسهل استعمال سازند بعد از ان دو درم خمير آرد گندم در ربع آثار آب از دست بمالند و جائى بدارند كه درد آن آرد تهنشين شود بعد از ان آب او گرفته و يك سفيدى تخممرغ كفچه زده به آب مذكور آميخته تا بيست روز اين تركيب خورند كه خون را صاف مىسازد بعد از خوردن مسهل اين ادويه عجيب است گلقند بنفشج هشت توله و اگر نباشد شربت او چهار توله آورد يا بر نيكو كه ذهب يا طلاى محلول و مفتح است يك درم همه را يك جا سازند و يك درم از ان مجموعه هر روز به آب سرد بخورند
[ خارش چشم ]
كوى جانون يعنى خارش چشم يا آنكه به جهت او از چشم آب جارى شود تدبير اوست زاج و صبر هركدام نيم درم سوده به وزن بيست و دو گندم گلاب چهار توله همه جوكوب كرده در گلاب بخيسانند و آب او در چشم اندازند
[ معالجه خارش چشم و احليل و مقعد ]
كهى جامه لون اين مكرس يعنى به جهت خارش بدن ؟ ؟ ؟ درغر شود و يبوست پديد آيد تدبير او نشاندن بيمار را درين آبزنست در هشتاد رطل آب گوشت كشف يعنى كچهوا و يك حلوان بجوشانند تا كه شش ساعت بگذرد پس آن آب در ديگ كرده بيمار را بنشانند تا يك ساعت بعد برآمدن آب گوشت در آب شير گرم بنشانند