الملك ، إنّ حرمة الملك عندنا وطاعته علينا وما يكرمنا إذا دخلنا بلاده ونأمن فيه أن لا نغشّه ولا نريبه ، وإنّ صاحبي هذا الّذي معي قد أرسل إلى حرمتك وخدعها وبعثت إليه من طيبك . ثمّ وضع الطيب بين يديه ، فغضب النجاشيّ وهمّ بقتل عمارة ، ثمّ قال : لا يجوز قتله ؛ فإنّهم دخلوا بلادي فأمان لهم . فدعا النجاشي السحرة ، فقال لهم : اعملوا به شيئاً أشدّ عليه من القتل ، فأخذوه ونفخوا في إحليله الزئبق فصار مع الوحش يغدو ويروح ، وكان لا يأنس بالناس . فبعثت قريش بعد ذلك فكمنوا له في موضع حتّى ورد الماء مع الوحش ، فأخذوه فما زال يضطرب في أيديهم ويصيح حتّى مات .
ورجع عمرو إلى قريش فأخبرهم أنّ جعفر في أرض الحبشة في أكرم كرامة .
فلم يزل بها حتّى هادن رسولُ اللَّه صلى الله عليه وآله قريشاً وصالحهم وفتح خيبر ، فوافى بجميع من معه . وولد لجعفر بالحبشة من أسماء بنت عميس عبدُاللَّه بن جعفر ، وولد للنجاشيّ ابن فسمّاه محمداً ، وكانت امّ
شرح
تصميم گرفت عماره را بكشد ، اما بعد گفت :
كشتن أو روا نيست ؛ زيرا آنها به كشور من وارد شدهاند ودر أمان هستند . لذا جادوگران را احضار كرد وبه آنان گفت با اين مرد كارى بكنيد كه بدتر وسختتر از كشتن باشد .
جادوگران عماره را گرفتند ودر مجراى ادرار أو جيوه دميدند . از آن به بعد ، عماره به حيوانات وحشى پيوست وبا آنها رفت وآمد مىكرد واز انسانها مىرميد . قريش عدّهاى را فرستادند وآنها در آبگاهى كمين كردند تا اينكه عماره با حيوانات وحشى براي خوردن آب آمدند وآنها أو را گرفتند . عماره پيوسته در دست آنها مىلرزيد وفرياد مىكشيد تا اينكه مُرد .
عمرو به جانب قريش برگشت وبه آنها اطلاع داد كه جعفر در كشور حبشه در كمال عزّت واحترام به سر مىبرد . أو همچنان در حبشه بود تا اينكه رسول خدا صلى الله عليه وآله با قريش قرارداد آتشبس وصلح بست وخيبر را فتح كرد . در اين زمان جعفر با تمام همراهان خود از حبشه مراجعت كرد . در همان حبشه بود كه أسماء بنت عميس ، عبداللَّه بن جعفر را به دنيا آورد . براي نجاشي نيز فرزندى متولّد شد كه نام أو را محمّد گذاشت . امّ حبيب ، دختر أبو سفيان ، همسر عبداللَّه [ بن جحش ] بود .
رسول خدا صلى الله عليه وآله به نجاشي نوشت كه امّ حبيب « 1 »( 1 ) . امّ حبيبه دختر أبو سفيان بود وهمراه شوهرش عبداللَّه بنجحش به حبشه مهاجرت كرد . عبداللَّه در حبشه نصراني شد وبا همين آيين در حبشه در گذشت . اما امّ حبيبه بر دين خود ، اسلام ، باقي ماند ورسول خدا صلى الله عليه وآله أو را به عقد ازدواج خود در آورد ( أعلام النساء ) به نقل از حاشيهء تفسير علي بن إبراهيم .