تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الحكمة — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
أحرار كرام . قال : فسلهم ألَهُم علينا ديون يطالبوننا بها ؟ قال : لا ، ما لنا عليكم ديون . قال : فلكم في أعناقنا دماء تطالبوننا بها ؟ قال عمرو : لا ، قال : فما تريدون منّا ؟ آذيتمونا فخرجنا من بلادكم . فقال عمرو بن العاص : أيّها الملك ، خالَفونا في ديننا وسبّوا آلهتنا وأفسدوا شبابنا وفرّقوا جماعتنا ، فرُدّهم إلينا لتجمع أمرنا ، فقال جعفر : نعم أيّها الملك ، خالفناهم بأ نّه بعث اللَّه فينا نبيّاً أمر بخلع الأنداد ، وترك الاستقسام بالأزلام ، وأمرنا بالصلاة والزكاة ، وحرّم الظلم والجور وسفك الدماء بغير حقّها والزناء والربا والميتة والدم ، وأمرنا بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى ، وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي . فقال النجاشيّ : بهذا بعث اللَّه عيسَى بن مريم عليه السلام ، ثم قال النجاشيّ : يا جعفر ، هل تحفظ ممّا أنزل اللَّه على نبيّك شيئاً ؟ قال : نعم ، فقرأ عليه سورة مريم ، فلمّا بلغ إلى قوله :
« وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ
شرح
چه مىخواهيد ؟ شما ما را آزار واذيّت كرديد وما هم سرزمين شما را ترك گفتيم . عمرو بن عاص گفت : پادشاها ! اينان با دين ما به مخالفت برخاسته‌اند وخدايانمان را ناسزا گفته‌اند وجوانانمان را فاسد وگمراه كرده‌اند واتّحاد ما را از هم پاشيده‌اند . پس ايشان را به ما برگردان تا بدين وسيله كار ما را به سامان آورى . جعفر گفت : آرى ، اى پادشاه ، ما با آنان به مخالفت برخاستيم ؛ چون خداوند در ميان ما پيامبرى برانگيخت كه دستور داده است از شرك وبت پرستى دست برداريم وقرعه‌كشى با تيرهاى قرعه را كنار بگذاريم ، ما را به نماز وروزه دستور داده ، ظلم وستم وريختن خون بىگناه وزنا وربا وخوردن مردار وخون را حرام فرموده ، به عدالت ونيكوكارى ورسيدگى به خويشاوندان فرمانمان داده است واز فحشا وزشتكارى وزورگويى وتجاوز نهى مىكند . نجاشي گفت : خداوند ، عيسى بن مريم عليه السلام را نيز با همين‌ها برانگيخت . سپس گفت : اى جعفر ! آيا از آنچه خداوند بر پيامبرت فرو فرستاده است چيزى حفظ دارى ؟ جعفر گفت : آرى وشروع به قرائت سورهء مريم كرد وچون به آيهء «وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً؛ وتنهء درخت خرما را به طرف خود بتكان تا بر تو خرماى تازه فرو بريزد وبخور وبنوش وديده روشن دار » رسيد ، نجاشي از شنيدن آن به شدّت گريست وگفت : به خدا قسم كه اين كاملًا درست است . عمرو بن عاص گفت : پادشاها !