تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الحكمة — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَلَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ * وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ »
. « 1 » والآيتان في سورة مكّيّة وهي سورة العنكبوت ، وهما ناطقتان بوجود النفاق فيها ، ومع الغضّ عن كون السورة مكّيّة فاشتمال الآية على حديث الإيذاء في اللَّه والفتنة أصدق شاهد على نزول الآيتين بمكّة ، فلم يكن بالمدينة إيذاء في اللَّه وفتنة ، واشتمال الآية على قوله :
« وَلَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ . . . »
إلخ لا يدلّ علَى النزول بالمدينة ، فللنصر مصاديق أخرى غير الفتح المعجّل . واحتمال أن يكون المراد بالفتنة ما وقعت بمكّة بعد الهجرة غير ضائر ؛ فإنّ هؤلاء المفتونين بمكّة بعد الهجرة إنّما كانوا من الذين آمنوا بالنبيّ صلى الله عليه وآله قبل الهجرة وإن اوذوا بعدها .
شرح
كساني كه پيش از هجرت در مكّه به پيامبر ايمان آوردند وجود نداشته است ؛ بلكه دربارهء يكى از آنان نقل شده كه ايمان آورد وسپس از ايمانش برگشت يا با شكّ وترديد ايمان آورد ، اما بعداً شكّ وترديدش از بين رفت . وانگهى ، خداى متعال مىفرمايد : « واز ميان مردم كساني هستند كه مىگويند : به خدا ايمان آورده‌ايم . وچون در راه خدا آزار كشند ، شكنجهء مردم را مانند عذاب خدا قرار مىدهند واگر از جانب پروردگارت پيروزى رسد حتماً خواهند گفت : ما با شما بوديم . آيا خدا به آنچه در دل‌هاى جهانيان است داناتر نيست ؟ وقطعاً خدا كساني را كه ايمان آورده‌اند مىشناسد ويقيناً منافقان را نيز مىشناسد » . اين دو آية در يك سورهء مكّى ، يعنى سورهء عنكبوت ، قرار دارند وهر دو از وجود نفاق در مكّه سخن مىگويند . صرف نظر از مكّى بودن اين سوره ، اصولًا مشتمل بودن اين آية بر موضوع آزار وشكنجه در راه خدا خود بهترين دليل است بر اينكه اين دو آية در مكّه نازل شده‌اند ؛ چرا كه در مدينه از مسألهء آزار واذيّت وشكنجهء مسلمانان در راه خدا خبري نبود . آمدن جملهء « واگر نصرتي از جانب پروردگارت برسد . . . » در آيهء پيشگفته نيز دليل بر نزول آن در مدينه نمىباشد ؛ زيرا نصرت وپيروزى ، غير از فتح فورى ونقد ، مصاديق
هامش
( 1 ) . العنكبوت : 10 و 11 .