به اجراى امور سلطنت مشغول شود .
ميرزا صادق مؤلف تاريخ زنديه گويد كه : در آن اوان ، ابو الفتح خان از قبل شاهرخ خان حاكم اصفهان بود . على مردان خان بر وى تاخته او را برانداخت ، لاكن چون انجاح مرام و اسعاف به مقصود بدون معاونت ممكن نبود ، جمعى از امرا را به جانب خويش خواند تا به معيت يكديگر آن مطلب را انجام دهند . و از معتبرين امراى مزبور ، يكى كريمخان زند بود .
در نسبنامهاى كه مؤلف آن يكى از اعقاب خود كريمخان است مسطور است كه : كريمخان پسر يكى از راهزنان مشهور است كه ايماق نام داشت . پيش ازين ذكرى از آباواجداد وى نشده است .
بالجمله ، اگرچه كريمخان را نسبى شايان نبود و در اردوى نادر نيز منصبى و امارتى نداشت ، اما به شهامت و غيرت و ملكات پسنديده از همگنان امتيازى تمام داشت .
ميرزا صادق گويد : كه هم از اول ، كريمخان در مكانت و مكنت با على مردان خان مساوات داشت . و در وقتى كه مقرر شد كه خواهرزادهء شاه سلطان حسين را كه طفلى هشت نهساله بود به سلطنت بردارند ، پيمان برآن رفت ، كه يكى وزير كشور باشد و ديگرى امير لشكر . اما از اسناد ديگر چنين معلوم مىشود كه كريمخان خود را كفو على مردان خان نمىدانست . و حقيقت دليل هم هست بر اينكه بگوئيم :
كه اميد او اين بود كه چون علىمردان پير بود و فرزندى نداشت ، بعد از فوت ، قايممقام او شود .
الغرض ، در وقتى كه اصفهان مسكن عساكر زند و بختيارى بود ، مردم شهر به چند فرقه شده و هر فرقه طالب سلطنت شخصى بودند ، اما بالاخره به حكومت تازه راضى شدند .
در ابتدا لشكر على مردان خان قدرى بىاعتدالى كردند ، اما خونريزى نشد . و خود علىمردان خان اگرچه مزاجى سخت داشت ، ولى با مردم به عدل و انصاف سلوك مىكرد .
كريمخان در جلفا مقام داشت و در حفظ مال و صيانت آبرو و رعايت خاطر اهالى
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥١٥