و اما حق طلبكار تو كه از تو مطالبه مىكند اگر ميتوانى طلب او را بده و اگر در تنگى و عسرت هستى با سخن نرم و ملايم او را راضى كن و با لطف و خوشى او را بازگردان .
و حق معاشر و خليط آنست كه او را گول نزنى و با او غش روا مدارى و در كار او خدا را در نظر بگيرى .
و حق كسى كه با تو مخاصمه دارد و مدعى توست اگر در ادعاى خود راست ميگويد خودت عليه خود شاهد او باش و با او ستم روا مدار و حقش را كاملا ادا كن و اگر دروغ ميگويد با مدارا به او رفتار كن و خدا را بخشم مياور و لا قوة الا بالله و حق خصم تو ( كه با او مخاصمه دارى ) آنست كه اگر حق با توست به خوبى باوى معامله كنى و حقش را انكار نكنى ، و اگر ادعاى تو عليه او باطل است از خدا بترسى و توبه كنى و از ادعاى خود باز گردى .
و حق مشورتكننده با تو آنست كه اگر رأى خوبى برايش در نظر دارى آن را باز گويى و گر نه او را بآدم آگاه و خبيرى راهنمايى كنى .
و حق طرفى كه با او مشورت ميكنى آنست كه اگر رأى او با رأى تو موافق نبود ، او را متهم نكنى و اگر با رأى تو موافق باشد خدا را حمد گويى .
و حق خواهندهء نصيحت از تو آنست كه حق نصيحت را در باره اش ادا كنى ، و با مهر و مدارا باوى عمل نمايى .
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٣٤٩