محتوى : گرداگرد گيرنده و محيط شونده
محدث : موجودى كه نبود و بود شد . نيازمند به غير و علت كه حادث به حدوث ذاتى باشد
محرق : سوزاننده
مختفى : پنهانشونده ، پوشيده
مختلط : درهمآميزنده ، شوريده خرد
مدار : جاى دور و جاى گردش ، گشتن
مدر : كلوخ و گاهى كنايه باشد از زمين
مذلت : خوار شدن
مذمت : نكوهش
مرآت : آيينه
مرحبا : اين لفظ را در عرب براى تعظيم مهمان گويند
مردمى : مروت و رعايت
مرقد : خوابگاه و مجازا قبر
مريخ : يا بهرام يكى از سيارههاى منظومه شمسى است . مدار آن بين مدار زمين و مشترى است . اين ستاره در تصورات ايران و يونان و روم ايزد يا خداى جنگ بوده است . برج عقرب و برج حمل خانه اوست . مريخ نحس اصغر است و چون وارد خانه خود شود نحوست او به نهايت مىرسد
مزاد : حراج كردن
مزيد : زيادتى و افزونى
مسا : وقت شام
مسحاة : بيلى كه به آن از زمين گل كنند
مسكين : صيغه مبالغه به معنى بسيار بىحركت و بىقوت و كسى كه تنگدستى و فقر او را از حركت و قوت بازداشته و اهل شرع مسكين كسى را گويند كه هيچ ندارد
مشبك : هر شىء كه دران سوراخ سوراخ باشد
مشترى : يا برجيس سعد اكبر است . مشترى بزرگترين سياره منظومه شمسى است و مدار آن
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٧٦