مكان : جاى بودن و به معنى مطلق جاى
ملا : آشكارا
ملال : به ستوه آمدن ، بيزارى ، غم و اندوه
ملتجا : جاى پناه و پناه گرفتن
ملجا : جاى پناه
ممتحن : آزموده ، امتحان شده
ممزوج : آميخته شده
ممسك : بخيل
منّ : ترنجبين و هر رطوبتى شيرين
مناقب : اوصاف حميده
من حسب : كسى كه بزرگ و شريف است
منزل : جاى فرود آمدن مسافر براى خواب و آرام
منزل : فروفرستادهشده
منعم : مالدار و نعمتدهنده
منقبت : هنر و ستودگى
منقطع : گسسته و بريده
من و سلوى : مائدهاى آسمانى كه بر قوم بنى اسرائيل نازل مىشد و چون ناسپاسى كردند از آن محروم شدند .
منهى : نهى كرده شده ، منع كرده شده
منير : نوردهنده ، روشنكننده
مورد : درختچهاى است زيبا با برگهاى سبز شفاف و معطر . ميوهء خشكشدهء اين گياه را آسدانه مىنامند .
مولا : خداوند و مهتر
مير : طعام و خواروبار
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٧٨