قدوه : پيشوا و مقتدا
قرين : مصاحب و همنشين و يار
قضا بر سر آمدن : حكم الهى يعنى مرگ فرا رسيدن
قعر : تگ چاه و بن چاه و غير آن و عمق چيزى
قفا : پس گردن و پس سر و مجازا به معنى مطلق پس و عقب
قلاده : گلوبند
قلم : در حديث است كه اول ما خلق الله القلم . قلم در لغت به معنى خامه است و از لحاظ فلاسفه عرفان مشرب اطلاقات متعددى دارد . برخى آن را عبارت از علم تفصيلى مىدانند . برخى آن را عقل اول مىنامند و برخى حقيقت محمديه ( ص ) . و برخى گويند اول چيزى كه خدا آفريد قلم بود . سپس هرچه خواهد بود تا روز قيامت بهواسطه قلم بر لوح محفوظ ثابت گشت .
قليل المال : فقير و درويش
ك
كائنات : جمع كائن ، موجود شونده
كاف و نون : كن ، اشاره به امر حق تعالى در روز ازل در باب پيدا شدن موجودات
كام : مراد و مقصود
كانون : آتشدان
كبار : بزرگان ، جمع كبير
كبر : كلان سالى و پيرى
كبريا : بزرگى
كثرت : كلمه كثرت در مقابل وحدت است و تعريف آن را نيز به مقابلت با وحدت كردهاند و به عبارت ديگر تعريف كثرت به طور استقلال و تعريف به حد امكان ندارد و تعاريف مشهورى كه براى آن شده است به مقابلت با وحدت است .
كدورت : تيرگى
كذوب : دروغگو