تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
عرصه : ميدان عزت : سرافرازى ، مناعت و شرافت عصفور : گنجشك عطيه : بخشش ، چيزى كه به كسى عطا كنند عظم : استخوان عقاب : ملامت كردن و خشم گرفتن ، عذاب نمودن و شكنجه كردن عقل : كلمه عقل در دو مورد مشخص در فلسفه به كار برده شده است . يكى به معناى جوهر مستقل بالذات و بالفعل كه اساس و پايهء جهان و ماوراء طبيعت و عالم روحانيت است و همان است كه در تعريف آن گويند هر جوهر مستقلى ذاتا و فعلا عقل است و چنين موجودى كه ذاتا و فعلا مستقل باشد همان عقل به معنى صادر اول و دوم و . . . است . معنى ديگر آن همان نفس است كه در مراتب مختلفه به نامهايى مانند عقل بالقوه ، بالملكه ، بالفعل و بالمستفاد خوانده مىشود . علت : بيمارى و وجه و سبب چيزى علم نظر : علمى كه به تفكر و استدلال وابسته باشد علو : بلندى عمده : مهم و برجسته عنا : رنج و مشقت عنان : لگام عنوان : ديباچه و سرنامه و اول هر چيز عود : نام چوبى است خاص كه رنگش سياه باشد . چون در آتش سوزند بويهاى خوش دهد . عون : يارى و مددكارى عيش : خوش زندگانى كردن عين : ذات هر شىء و شخص و نفس و حقيقت هر چيز عين الحيات : چشمه آب زندگى
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 269 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى