ذ
ذروه : بلندى كوه و بالاى سر كوه و بالاترين موضع چيزى
ذم : هجو گفتن و بد گفتن كسى را و نكوهيدن
ذمام : حق ، حرمت و آبرو
ذو الفقار : نام تيغ حضرت على عليه السلام
ذو المن : صاحب منتها و احسانها
ذو النون : حضرت يونس ( ع )
ر
راحل : كوچكننده
رايت : علم لشكر
رجاء : اميد ، اميد داشتن
رجز : اشعارى كه عرب در معركهها و جنگها در مقام مفاخرت از مردانگى و شرافت قوم خود مىخوانند
ردا : چادرى كه بر دوش گيرند
رسايل : جمع رساله ، پيغام ، نامه ( اينجا منظور آيات الهى است كه به پيامبر ( ص ) وحى مىشد )
رفع : برداشتن
رفع صوت : بلند كردن صدا
رفق : نرمى و ملاطفت
رقت : دلسوزى و مجازا به معنى گريه
رقعه : كاغذ
ركاب : حلقه آهنى كه بر زين بندند تا وقت سوارى پاى در ان نهند
رميم : پوسيده
رو تافتن : سرپيچى كردن
رهن : گرو