تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
خبير : دانا و آگاه خذلان : بىبهرگى و فروگذاشتن و بازماندن خرم‌دلى : شادى خسر : پدر زن خشيت : ترسيدن و ترسانيدن خصم : دشمن خطى : منسوب به خط كه نام موضعى است خفى : پنهان خفيه : پنهانى و پوشيده ، از اضداد است و به معنى آشكارا نيز به كار مىرود خلد : بقاى دائم و هميشگى و نام بهشت خلد برين : بهشت اعلى - يكى از طبقات بهشت خلعت : جامه‌اى دوخته كه كسى را پوشانند خود : كلاه آهنى خور : خورشيد خيار : برگزيدگان خير و مير : فايده

د

دادار : آفريننده و بخشاينده ( دا + دار ) عادل و دادگر ( داد + ار ) دارا : پادشاه و گاهى اشارت به ذات حق تعالى كنند . چه دارا به معنى دارنده و حق تعالى دارندهء همه عالم است داغل : فسادكننده دامن بر زدن : همت كردن ، آماده شدن دامن بر ميان : آماده دباغت : پيراستن پوست و پاك كردن آن دجى : تاريكى شب