3 / 102 : اعتدل الدهر : راست شدى روزگار [ ميبدى ، ص 406 ] ( اعتذر با ترجمه شوقى سازگار است ) .
9 / 119 : بودند سرداران از قبيله فهر و بزرگتران قبيله ، بلندبينىها و بودند جايى كه بود فرزند ايشان و سلاح و مال مهيا براى حادثه . [ ميبدى ، ص 436 ]
13 / 119 : صرد : زود سرما يافتن [ ميبدى ، ص 438 ]
2 / 120 : عضب : شمشير بران [ ميبدى ، ص 440 ] احتمال جابهجا شدن نقطه در كلمه غصب در ضبط دا وجود دارد .
3 / 120 : و نيزههاى منسوب به موضع خطّ كه به حقيقت راست كرده شده سخت كه سرهاى آن نيزهها جلا داده شده به تيزكننده [ ميبدى ، ص 441 ]
4 / 121 : بازداشت ايشان را شمشيرهاى هند كه بايستند براى ما ، بامداد كه رسيديم بهم و نيزهها دامها بود . [ ميبدى ، ص 443 ]
3 / 133 : و حمزه ، بهتر مردم ، و همزاد من است جعفر طيار كه مرور است بالى در بهشتهاى سبز .
[ ميبدى ، ص 520 ]
4 / 133 : و فاطمه زن من است و دران جاى نازيدن است . اين براى اينست و معاويه پسر هند به سوراخ كرده شده است بازگردانيده ، فرموده شده به راندن او تأخير كرده شده .
[ ميبدى ، ص 520 ]
2 / 136 : التعذير فى الامر : التقصير فيه [ ميبدى ، ص 465 ]
6 / 139 : بس عافيت داده گله كرد بر بيمارى خود و بس نالهكننده خواب نكرد از مرض بىخوابى خود . [ ميبدى ، ص 468 ]
2 / 141 : فقل للشامتين : پس بگو مر دشمنان را كه شادىكنندهاند به ما . [ ميبدى ، ص 476 ]
4 / 162 : اجداء : منفعت رسانيدن ؛ ننگ آنست كه منفعت رساند به تو كارى پس باشد نزد تو آسان مقدار . [ ميبدى ، ص 484 ] ان يجدى با ترجمه فارسى سازگار است . زيرا شوقى صنيعة را مفعول گرفته ولى ميبدى به صورت فاعلى ترجمه كرده است .
3 / 169 : تقنيع : مقنعه پوشانيدن ؛ پوشانيده به امرهاى غايب . [ ميبدى ، ص 461 ] . ( مقنعة صفت است براى ها در لا يجتليها : مسألهاى پوشانيده به امرهاى غايب كه بينايى آن را ننگرد . )
4 / 169 : ثياب السير : جامههاى روشها . ( با من است رائى عازم چون تيزناهاى شمشيرهاى
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص١٨٩