تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
هو المدرك الثار لى يا حسين * بل لك فاصبر لأتعابها لكل دم ألف ألف و ما * يقصّر فى قتل احزابها هنالك لا ينفع الظالمين * قول بعذر و اعتابها حسين فلا تضجرن للفراق * فدنياك اضحت لتخرابها سل الدّور تخبر و أفصح بها * بأن لا بقاء لاربابها أنا الدين لا شكّ للمؤمنين * بآيات وحى و ايجابها لنا سمة الفخر فى حكمها * و صلّت علينا باغرابها فصلّ على جدك المصطفى * و سلّم عليه لطلّابها
( 51 ) [ اى حسين ار زانكه ساكن مىشوى در خطه‌اى چون غريبى باش در هر حال بر آدابشان ]
اى حسين ار زانكه ساكن مىشوى در خطه‌اى * چون غريبى باش در هر حال بر آدابشان فخر با ايشان مكن در عقل و فهم خويشتن * زانكه باشد هر گروه از دانش خود شادمان گر عمل كردى بران ابن ابى طالب يقين * مىشدى حاصل ورا از جمله بهتر كسب آن ليك كرد او اختيار امر و فرمان إله * گشت پامال و سراسيمه ز احداث زمان عذرآور پيش آن كو اعتماد عالمست * مىدهد دنيا ترا به زانكه دارى در گمان شادى بسيار كم كن در جهان و وزر آن * هيچ آزرده مشو از حادثات ناگهان دار فردا را به دى محسوب و در راحت بزى * زحمت بسيار را بگذار با اهل جهان من همىبينم به نفس خويش و فرزندان خويش * كربلايى پربلا پيدا و محرابش عيان من همىبينم به چشم دل نه چشم ظاهرم * داده است ايزد به دست من كليد هر نهان چون مصيبت‌هاى عالم رد نخواهد شد ز تو * پيشتر آماده مىباش از پى تشريف آن قائم ما را خدا سيراب گرداند كه هست * صاحب روز قيامت رهنماى مردمان او مرا دريابد از روى حقيقت يا حسين * بل ترا هم صبر كن با محنت او تا توان هر يكى خون را هزاران ريزد آخر در عوض * هيچ تقصيرى نخواهد كرد در قتل خسان آن زمان نفعى نخواهد داد پيش اهل حق * ظالمان هرچند عذر آرند روز امتحان اى حسين من مباش آزرده از جور فراق * من فداى تو مشو وابستهء اين خاكدان بازپرس از خانه‌ها تا جمله گويندت فصيح * كين جهان باقى نخواهد ماند بر اهل جهان مؤمنان را دين منم شك نيست مؤمن را بدين * روشن است اين حال از آيات وحى و حكم آن