هو المدرك الثار لى يا حسين * بل لك فاصبر لأتعابها
لكل دم ألف ألف و ما * يقصّر فى قتل احزابها
هنالك لا ينفع الظالمين * قول بعذر و اعتابها
حسين فلا تضجرن للفراق * فدنياك اضحت لتخرابها
سل الدّور تخبر و أفصح بها * بأن لا بقاء لاربابها
أنا الدين لا شكّ للمؤمنين * بآيات وحى و ايجابها
لنا سمة الفخر فى حكمها * و صلّت علينا باغرابها
فصلّ على جدك المصطفى * و سلّم عليه لطلّابها
( 51 ) [ اى حسين ار زانكه ساكن مىشوى در خطهاى چون غريبى باش در هر حال بر آدابشان ]
اى حسين ار زانكه ساكن مىشوى در خطهاى * چون غريبى باش در هر حال بر آدابشان
فخر با ايشان مكن در عقل و فهم خويشتن * زانكه باشد هر گروه از دانش خود شادمان
گر عمل كردى بران ابن ابى طالب يقين * مىشدى حاصل ورا از جمله بهتر كسب آن
ليك كرد او اختيار امر و فرمان إله * گشت پامال و سراسيمه ز احداث زمان
عذرآور پيش آن كو اعتماد عالمست * مىدهد دنيا ترا به زانكه دارى در گمان
شادى بسيار كم كن در جهان و وزر آن * هيچ آزرده مشو از حادثات ناگهان
دار فردا را به دى محسوب و در راحت بزى * زحمت بسيار را بگذار با اهل جهان
من همىبينم به نفس خويش و فرزندان خويش * كربلايى پربلا پيدا و محرابش عيان
من همىبينم به چشم دل نه چشم ظاهرم * داده است ايزد به دست من كليد هر نهان
چون مصيبتهاى عالم رد نخواهد شد ز تو * پيشتر آماده مىباش از پى تشريف آن
قائم ما را خدا سيراب گرداند كه هست * صاحب روز قيامت رهنماى مردمان
او مرا دريابد از روى حقيقت يا حسين * بل ترا هم صبر كن با محنت او تا توان
هر يكى خون را هزاران ريزد آخر در عوض * هيچ تقصيرى نخواهد كرد در قتل خسان
آن زمان نفعى نخواهد داد پيش اهل حق * ظالمان هرچند عذر آرند روز امتحان
اى حسين من مباش آزرده از جور فراق * من فداى تو مشو وابستهء اين خاكدان
بازپرس از خانهها تا جمله گويندت فصيح * كين جهان باقى نخواهد ماند بر اهل جهان
مؤمنان را دين منم شك نيست مؤمن را بدين * روشن است اين حال از آيات وحى و حكم آن