تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
بر دوست مهربان شو و با او به صدق باش * همچون پدر رعايت فرزند مىنما مهمان عزيز دار به قدر توان خويش * چندانكه وارث تو شود از ره وفا با دوست آن‌چنان بنما مهر و دوستى * كو آورد برادرى و دوستى بجا مىجوى دوستان چو مريضى حكيم را * كاذب بمان كه نيست به همصحبتى سزا مىدار حفظ جانب يارت به هر مكان * مىباش با كسى كه نگويد دروغ را بغض كذوب دار و به نزديك او مباش * آلايد او مصاحب خود را به عيبها بخشد ترا عطيه ولى از سر زبان * وانگه گريزد از تو چو روباه تيزپا باش از لئيم برحذر و چاپلوسيش * در غصه‌هاى خود مكنش يار و ملتجا گردند از پى طمع خود به گرد مرد * چون يافتند روى بپوشند از جفا كردم نصيحت تو و بشنو نصيحتم * ارزان‌تر است اين سخن از بخشش و بها
( 19 ) [ و ما المرء فى الاقدار الّا ابن نفسه اذا جاد لم يعدم حميد المذاهب ]
و ما المرء فى الاقدار الّا ابن نفسه * اذا جاد لم يعدم حميد المذاهب
( 19 ) [ نيست مرد از قدر جز فرزند نفس خويشتن چون كند بخشش نگردد گم صفاتش در جهان ]
نيست مرد از قدر جز فرزند نفس خويشتن * چون كند بخشش نگردد گم صفاتش در جهان
( 20 ) [ و افضل قسم الله للمرء عقله فليس من الخيرات شىء يقاربه ]
و افضل قسم الله للمرء عقله * فليس من الخيرات شىء يقاربه اذا اكمل الرحمن للمرء عقله * فقد كملت اخلاقه و مآربه يزين الفتى فى الناس صحة عقله * و ان كان محظورا عليه مكاسبه و من كان غلّابا بعقل و نجدة * فذو الجدّ فى امر المعيشة غالبه يعيش الفتى فى الناس بالعقل انّه * على العقل يجرى علمه و تجاربه يشين الفتى فى الناس قلّة عقله * و ان كرمت أعراقه و مناصبه
( 20 ) [ بهترين بخشى ز يزدان مرد را عقل وى است نيست از خيرات چيزى همبر عقل و ذكا ]
بهترين بخشى ز يزدان مرد را عقل وى است * نيست از خيرات چيزى همبر عقل و ذكا حضرت حق چون كمالى داد عقل مرد را * خلقهايش جمله كامل گشت و حاجتها روا هست زيب مرد پيش مردمان عقل درست * گرچه بىحاصل بود از كسب و بىبرگ و نوا هر كه او غالب‌تر آمد در طريق عقل و جاه * صاحب جد است و غالب در معيشت غالبا
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 12 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى