چو آمد پرتو نور هدايت بهر ما يكسر * همه رفتيم بر راه خدا و جاده تقوى
نبى را يارى از ما شد چو برگشتند گمراهان * سوى او روى كردند اهل عقل و دين به آمنّا
( 13 ) [ ارى حمرا ترعى و تعلف ما تهوى / و اسدا جياعا تظمأ الدهر ما تروى ]
ارى حمرا ترعى و تعلف ما تهوى * و اسدا جياعا تظمأ الدهر ما تروى
و اشراف قوم لا ينالون قوتهم * و قوما لئاما تأكل المنّ و السّلوى
( 13 ) [ ديدم از هر سو خران را بسته بر آب و علف / در چرا جوعان و تشنه شير مىگردد چرا ؟ ]
ديدم از هر سو خران را بسته بر آب و علف * در چرا جوعان و تشنه شير مىگردد چرا ؟
بهترين قوم از عالم نيابد قوت خويش * بدترين قوم را از من و سلوى شد غذا
( 14 ) [ تحرّز عن الدنيا فان فناءها / محل فناء لا محل بناء ]
تحرّز عن الدنيا فان فناءها * محل فناء لا محل بناء
فصفوتها ممزوجة بكدورة * و راحتها مقرونة بعناء
( 14 ) [ محترز باش ز دنيا كه بود پيشگهش / موضع نيستى و نيست درو جاى بنا ]
محترز باش ز دنيا كه بود پيشگهش * موضع نيستى و نيست درو جاى بنا
صافش آميخته با دُرد و كدورت باشد * راحت او همه مقرون به غم و رنج و عنا
( 15 ) [ يا عاشق الدنيا لغيرك وجهها / و لتندمنّ اذا ارتك قفاها ]
يا عاشق الدنيا لغيرك وجهها * و لتندمنّ اذا ارتك قفاها
( 15 ) [ اى عاشق دنيا كه به غير تو كند روى / نادم شوى آخر چو ببينى به قفايش ]
اى عاشق دنيا كه به غير تو كند روى * نادم شوى آخر چو ببينى به قفايش
( 16 ) [ طلق الدنيا ثلاثا / و اطلبن زوجا سواها ]
طلق الدنيا ثلاثا * و اطلبن زوجا سواها
انها زوجة سوء * لا تبالى من أتاها
و اذا نالت مناها * منه ولّته قفاها
( 16 ) [ سه طلاقى بگوى دنيا را / غير او جوى همدم و همسر ]
سه طلاقى بگوى دنيا را * غير او جوى همدم و همسر
زانكه اين جفت بىوفا و بدست * غم ندارد ز شوهران دگر
چون مرادى ازو به دست آرى * از تو برگردد او چو شاهد غر