نيست .
ليكن از اين مقدمات ، لازم آيد كه كمّيات حركات اجرام علوي را
I
جز بر سبيل تقريب وتخمين در نتوان يافتن . پس هر آينه كسورى ضروري ، اقتضا كند
I
ميان اين تقريب وآنچه در واقع بود كه آن را رصد درنيافته باشد . واگرچه آن
I
كسور ، اندك بود اما به مرور أيام بسيار ، مجتمع شود وبه دقايق ودرجات ، مرتفع
I
گردد . وآن يا زايد باشد بر آنچه در واقع بود يا ناقص از آن . پس در هر مدتي واجب
I
باشد رصدى كردن تا از آن ، أصول به حسب زمان راست گردد ومحسوب تقاويم
I
كواكب ، موافق مرئى شود . وآن در هر دورى وزماني ، بي حكم پادشاهى بزرگ
I
جهاندار دست ندهد وبا آن نيز ميسر نشود جز به كمال علم ومال وافر وعمر دراز
I
كه كمتر زماني كه اين مهام در وى تمام شود سى سال است كه مدت يك دور « 1 » زحل
I
بود در فلك . لاجرم زيجهايى كه در اين زمان ، مستعمل ومتداول است در ميان مردم ،
I
محسوب تقاويم آن زيجات ، موافق مرئى نمىآيد . بدان سبب كه آن بزرگان را كه
I
آن زيجها ساختهاند با كمال علم ومال وحكم پادشاه ، عمر وفا نكرده است كه در اتمام
I
آن مهام توانند كوشيد . لاجرم به حسب ضرورت ، تمسك به ارصاد قديم كردهاند .
I
وبه مرور أيام ، آن كسور ضروري ، مرتفع شده است وتفاوتهاى فاحش در تقاويم كواكب
I
پيدا آمده تا به غايتى كه در قران علويين كه مدار احكام عالم بر وى است ، در دو نوبت كه قران
I
كردند چندين تفاوتهاى فاحش مشاهده افتاد .
مثلًا ، چنان كه در شهور سنهء اربع وثمانين
I
وست مايهء هجرى اين قران در نهم درجهء دلو واقع شد ؛ از محسوب تا مرئى ، به نسبت
I
با زيجى كه مشهورترين ومعتبرترين زيجهاست در اين بلاد ومتداول در ميان
I
خلق ، قريب پانزده روز تفاوت كرد ؛ يعنى به حسب آن زيج ، اقتضا مىكرد كه وقوع
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] دورو