ندارد ؛ گاه باشد سه ماه يا چهار ماه پياپى ، سى روز آيد وگاه باشد دو ماه يا سه ماه
I
پياپى ، بيست ونه روز آيد .
اما ماه قمري وضعي آن است كه أهل حساب به جهت آسانى ،
I
يك ماه را سى روز گيرند ويك ماه را بيست ونه روز . وچون اعتبار سال قمري به حسب
I
ماههاى طبيعي كنند آن را سال قمري طبيعي خوانند ؛ واگر به حسب ماههاى وضعي كنند آن را سال قمري
I
وضعي گويند ؛ وشرح هر يك بعد از اين كرده شود .
فصل سيوم : در بيان تواريخ و
I
أصناف آن
اما تاريخ ، مدتي است معلوم كه استناد آن به أول سالى كنند كه در آن سال ، حادثهاى
I
عظيم واقع شده باشد از حوادث آسمانى يا زمينى كه مثل آن واقع نشود مگر به روزگار دراز
I
يا حكم پادشاهى بنياد پيوسته باشد در اين امر خطير . واز تواريخ مشهور چون تاريخ طوفان
I
وديگر تواريخ كه أهل اين صنعت ، بنياد رصدها وزيجها وتقويمها بر آن نهادهاند وغير آن ،
I
وآنچه متداول است در زمان ما كه علماى اين علم متفقاند بر صحت آن ، اين است كه
I
ذكر كرده مىشود بر ترتيب مبادى هر يك . ومقدم همه : تاريخ طوفان است كه أول أو روز
I
جمعه بوده است .
ديگر : تاريخ بخت النّصر « 1 » أول است بابلى كه از زمان جلوس أو گرفته به تخت پادشاهى ،
I
وأول أو روز چهارشنبه بوده است . وسالهاى أو فارسي است وأسامي ماههاى أو به لغت
I
قبطيان . وهر ما هي را سى روز گيرند وخمسهء مسترقه را در آخر سال الحاق كنند . وبطلميوس
I
در كتاب مجسطى ، أصول أوساط حركات كواكب بر اين تاريخ نهاده است . وقبطيان
I
در قديم الزمان اين تاريخ استعمال مىكردهاند . ونامهاى ماههاى أو چنان كه در مجسطى مسطور
I
است اين است كه در جدول ثبت افتاده كه در قديم بوده است : .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] بختنّصر