وسدس فنكى .
فصل دوم : در بيان سال وماه وأنواع آن
وآن دو نوع است :
نوع أول : در بيان سال وأنواع أو
اما سال مدتي است كه حركت چهار عنصر در چهار قسم وى ،
I
حاصل آيد براي كون وفساد مركبات عالم سفلى ؛ وآن اقسام را فصول سال خوانند . و
I
سال دو نوع است : يكى ، طبيعي ؛ دوم ، وضعي . باز هر يك از اينها دو نوع است : يكى ، شمسي ؛ دوم ، قمري .
I
اما سال شمسي طبيعي مدت يك دور آفتاب است در فلك البروج . وآن مدت سيصد وشصت
I
[ و ] پنج روز است وربع روزى ، الّا جزوى از سيصد وشصت ، نزد ابرخس وبطلميوس ؛ واز
I
صد پنجاه جزو ، نزد متأخران ؛ واز صد وبيست جزو ، نزد مولانا محىالدين مغربى به موجب رصد
I
زيج ايلخانى واعتماد بر اين است .
اما سال شمسي وضعي آن است كه كسور آن را يا ربع تمام گيرند چنان كه
I
روميان استعمال مىكنند يا كسور را طرح كنند چنان كه فارسيان به كار مىدارند .
اما سال قمري مدت
I
دوازده اجتماع است ماه را به آفتاب ؛ وآن مدت سيصد وپنجاه وچهار روز است و
I
خمس وسدس روزى . اما سال مركب آن است كه سالهاى شمسي استعمال كنند وماههاى قمري ؛
I
چنان كه هندوان وتركان وجهودان استعمال مىكنند .
نوع « 1 » دوم : در بيان ماه وأنواع آن
اما
I
ماه ، جزوى است از دوازده جزو سال ؛ وآن بر دو نوع است : يكى ، طبيعي ؛ ودوم ، وضعي . وباز هر يكى
I
از اين بر دو نوع است : يكى ، شمسي ؛ وديگر ، قمري .
اما ماه شمسي طبيعي آن است كه مبدأ هر ما هي را از آنجا
I
گيرند كه آفتاب به هر برجى تحويل كند . وبه حسب اختلاف حركت شمس ، آن مختلف مىآيد ؛
I
گاه باشد كه ما هي ، بيست ونه روز باشد يا سى روز يا سى ويك روز يا سى ودو روز ،
I
به حسب مكث آفتاب در بروج .
اما شمسي وضعي آن است كه روميان وفارسيان وغير
I
ايشان استعمال مىكنند چنان كه شرح آن بعد از اين بيايد .
اما ماه قمري طبيعي آن است كه أول
I
هر ما هي را به حسب رؤيت هلال يا به حسب اجتماع ، اعتبار كنند . وآن نيز ضبطى ونسقى
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] قسم