آنجا كه آن دو عدد اختلاف منظر را يعنى اختلاف طول را با هم جمع مىبايد كردن وآن را تفاضل
I
نام كردن ، وآن را در كسور ساعات بعد ضرب كردن وبر شصت قسمت كردن ؛ وآنچه حاصل آيد
I
اگر مساوى دقايق اختلافى بود كه از برابر ساعات مقدم است ، پس آنجا اختلاف نباشد ؛ واگر
I
زيادت يا كم بود ، فضل ميان هر دو بايد گرفتن تا اختلاف مطلوب حاصل شود .
فايده : جدول
I
اختلاف منظر طول را از آنجا كه نقطهها زدهايم يا صفر نهادهايم به دو قسم كنيم : يك قسم از جانب قبل از زوال ،
I
وقسم ديگر از جانب بعد از زوال . وبه غير از نقطههاى انقلاب در بروج ديگر ، شايد كه زوال يعنى
I
نصف النهار در يكى از اين دو قسم افتد .
پس آن موضع نقطهها يا صفر آن است كه بعد جزو اجتماع
I
از طالع آنجا نود درجه مىشود كه اختلاف منظر طول آنجا معدوم است . پس از آن موضع ، اختلافات
I
مناظر كه در جانب قبل از زوال باشد حكم زيادت دارد ؛ زيرا كه بعد جزو اجتماع از طالع كمتر از نود
I
درجه باشد . ودر جانب ديگر ، حكم نقصان دارد ؛ بدان سبب كه آن بعد زيادت از نود درجه باشد . لاجرم
I
به جهت آنكه در يكى از آن دو ساعت ، اختلاف منظر طول را حكم زيادت است ودر ساعات ديگر حكم
I
نقصان ، وتفاضل را نيز حكم همين است ؛ بدين سبب آنجا جمع لازم مىآيد . زيرا كه اختلاف
I
منظر مقدم به آن مقدار دقايق كم شده است وباز به مقدار دقايق اختلاف منظر تالي زيادت شده . ونيز
I
از اينجا معلوم مىشود كه جزو اجتماع از تربيع ، جزو طالع شرقي است يا غربى به آسانى .
I
فصل 2 : در معرفت جدول لطيف وتركيب آن به جهت اختلافات مناظر
وآن چنان است
I
كه اگر قمر در بعد ابعد باشد يعنى اگر خاصهء معدله در وقت اجتماع / هاهاها باشد ، واجتماع در أول
I
برج بود ، وساعات بعد را از نصف النهار كسور نباشد ، وعرض بلد موافق عرض إقليم جدول
I
بود ، احتياج نيفتد به اين تعديلها كه ذكر كرديم . واگر حال به خلاف اين باشد نظر كنيم ، اگر اجتماع پيش
I
از زوال باشد ، به اختلافات مناظر پيش از زوال عمل كنيم ؛ واگر اجتماع بعد از زوال بود ، به اختلافات