مغرب ، وديگر به جهت تمام انجلا به جانب مشرق . پس خط بَدو ، دائرهء نصف القطرين را آنجا كه قطع
I
كند در جهت مغرب آن مركز قمر بود در زمان بَدو . وخط تمام انجلا ، دايرهء نصف القطرين را
I
آنجا كه قطع كند در جهت مشرق آن مركز قمر بود در زمان انجلا . بعد از آن بگيريم به پرگار از آن
I
خط به مقدار نصف قطر قمر ، وبر مراكز قمر در اين سه قوت سه دايره گردانيم وهر يكى را از اين دواير ،
I
صفحهء جرم قمر خوانيم در آن أزمان مذكوره ، وصفحهء جرم قمر ، بدو وتمام انجلا هر آينه مىبايد كه مماس
I
صفحهء جرم شمس باشد . آن گاه دو خط بيرون آوريم ، يكى از مركز قمر زمان بَدو تا مركز قمر
I
زمان وسط ، وآن را دقايق سقوط بَدو نام كنيم ؛ وديگر از مركز قمر زمان وسط تا مركز قمر زمان
I
تمام انجلا ، وآن را دقايق سقوط تمام انجلا نام كنيم . وآنچه واقع بود از دايرهء صفحهء قمر در ميان
I
دايرهء صفحهء شمس ، آن مقدار « 1 » از سطح آفتاب منكسف شود .
باب 14 : در معرفت
I
كسوف آفتاب ، به جدول
وآن شش فصل است :
فصل أول : در ذكر مقدمات ومعرفت
I
امكان كسوف به تقريب « 2 »
وآن مبنى بر سه مقدمه است :
مقدمهء أول : در معرفت اختلاف
I
منظر ماه در طول وعرض از جداول ثاون اسكندرانى كه به حسب عروض أقاليم سبعه وضع كرده است ،
I
بر آن تقدير كه قمر در بعد ابعد باشد ودر أوايل بروج بود .
وطريق أو چنان است كه ساعات
I
بعد اجتماع را از نصف النهار يا نصف الليل معلوم كنيم واز برابر آن ساعات درآييم در جدولى
I
كه عرض آن إقليم موافق عرض بلد ما باشد . چنان كه اگر پيش از نيمروز يا نيمشب باشد ، از جانب
I
قبل الزوال ؛ واگر بعد از نيمروز يا نيمشب بود ، در جانب بعد از زوال ، به روز از برابر جزو
I
اجتماع كه موضع قمر است وبه شب از نظير آن جزو . واختلاف منظر طول برگيريم واختلاف
I
طول را به روز بر موضع قمر افزائيم واگر بعد جزو اجتماع از طالع كمتر از نود درجه است ؛
I
واگر بيشتر است ، از أو كم كنيم تا موضع قمر معدل شود به اختلاف منظر در طول ودر شب ،
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] مقداز
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] تعريب