مساوى آن باشد اما به جهت خلاف طالع .
وبر سطحى مستوى ، دايرهء هندى بكشيم وجهات آن را
I
معين كنيم چنان كه ذكر آن بعد از اين كرده شود . وهر ربعي را از آن دايره به نود قسمت كنيم تا تمام
I
دايره به سيصد وشصت قسمت كرده شود . آن گاه از نقطهء مشرق از آن دايره به مقدار سعت
I
مشرق طالع در جهت برج طالع ، از شمال يا جنوب بشماريم واز نقطهء مغرب به خلاف آن جهت
I
تا سمت طالع وغارب معين شود . بعد از آن از نقطهء سمت غارب به مقدار اجزاى ظلمت انحراف
I
بشماريم در جهت عرض مرئى قمر ، آنجا كه عدد منتهى شود از دايرهء أفق ، سمت انحراف ظلمت بَدو كسوف
I
باشد . ودر مقابلهء أو از اين دايرهء سمت انحراف ظلمت ، تمام انجلا در جهت مشرق به خلاف جهت
I
عرض مرئى از سمت طالع .
فصل 26 : در تصوير كسوف
وطريق أو چنان است كه بر سطحى مستوى ،
I
خطى مستقيم بكشيم به هر مقدار كه خواهيم وآن را منقسم گردانيم به اقسام متساوي چندان كه خواهيم غير
I
معدود . بعد از آن بگيريم از آن خط ، به پرگار به مقدار نصف القطرين وبر آنجا دايره گردانيم وآن را دايرهء
I
نصف القطرين خوانيم . وبه دو قطر ، أو را به چهار قسم متساوي كنيم وبنويسيم بر طرف قطرها نام چهار
I
جهت مغرب از برابر مشرق وجنوب از برابر شمال . بعد از آن بگيريم به پرگار از اقسام
I
آن خط ، به مقدار نصف قطر شمس وبنهيم يك طرف پرگار را بر دائرهء نصف القطرين ودايره
I
گردانيم وآن را صفحهء جرم شمس گوئيم . بعد از آن بگيريم به پرگار از آن خط ، عرض قمر مرئى ويك طرف
I
پرگار را بر مركز دايرهء نصف القطرين بنهيم وبه يك طرف ديگر در جهت عرض مرئى از جهت شمال
I
يا جنوب نشان كنيم وآن مركز قمر باشد در وسط كسوف . آن گاه بگيريم به مقدار عرض قمر مرئى
I
در زمان بَدو كسوف ودر زمان تمام انجلا به پرگار . از آن خط پرگار را بر مركز دايرهء نصف
I
القطرين نهيم وبه طرف ديگر نشان كنيم در جهت عرض مرئى قمر در بَدو تمام انجلا ، واز آن
I
دو نشان آخرين دو خط بيرون آوريم موازى خط مشرق ومغرب : يكى به جهت بَدو كسوف به جانب