تا تسع حصهء قمر حاصل آيد . آن را دايماً در نه ضرب كنيم تا حصهء قمر حاصل آيد . اگر حاصل ضرب
I
زيادت از 248 بود ، اين مقدار از أو كم كنيم وباقي را در جدول ثبت كنيم در أول
I
سال مطلوب . وبه جهت ديگر ماهها درآئيم در جدول آن ماه كه خواهيم وحصهء آن ماه بر مىگيريم
I
وبر حصهء هر سال مىافزائيم تا حصهء سر آن ماه حاصل مىآيد اگر خواهيم هفده روز هفت هزار
I
وهفتصد وپنجاه وچهار فنك را كه به اصطلاح منجمان چندين أيام است ودقايق تا روابع / برمولاكوكد
I
وبه لغت ايشان اين را جنجونشا خوانند واين تسعه أمثال ، فضل مدت يك ماه قمري أوسط است بر مقدار
I
زمان سيزده دور قمر در فلك تدوير . اين را بر حصهء قمر در أول سال افزائيم تا حصهء قمر در أول ماه دوم حاصل
I
آيد . واگر بر حصهء قمر ماه دوم افزائيم حصهء قمر در أول ماه سوم « 1 » حاصل آيد ؛ وهمچنين بر سر هر ما هي مىافزاييم
I
تا سر ماه ديگر حاصل مىشود تا آخر سال . واگر حصهء قمر زيادت از 248 گردد اين را از آن كم
I
مىكنيم وباقي را در جدول ثبت مىكنيم .
عمل سوم : در استخراج تعديل آفتاب ، به حساب وبه جدول
I
اما به حساب ؛ وآن چنان است كه نظر كنيم به أيام حصهء شمس ، اگر كمتر از 182 بود كه به لغت ايشان اين را تبجوتن ( ؟ )
I
خوانند ، پس آن أيام را از اين كم كنيم تا تمام عدد آن أيام حاصل آيد با اين عدد . پس دايماً عدد أيام حصهء آفتاب را
I
در عدد تمام أو ضرب كنيم وحاصل ضرب را تضعيف كنيم وبر نه قسمت كنيم تا فنكهاى تعديل آفتاب حاصل آيد
I
زايد . وبه لغت ايشان زايد را نو گويند .
واگر أيام حصهء آفتاب بيشتر از 182 بود ، فضل آن أيام را بر اين عدد ،
I
در تمام آن فضل با اين عدد ضرب كنيم وآن را مضاعف گردانيم وبه نه قسمت كنيم تا فنكهاى تعديل آفتاب حاصل آيد
I
ناقص . وبه لغت ايشان ناقص را تياوو گويند . واز فنكها دقايق وثواني تعديل آفتاب بيرون آمديم چنان كه
I
پيش از اين بيان كردهايم .
اما به جدول ؛ چنان است كه از برابر أيام حصهء آفتاب درآئيم در جدول تعديل أو ودقايق
I
وثواني تعديل برگيريم معدل به تعديل ما بين السطرين اگر با أيام حصهء دقايق باشد ومعلوم كنيم كه زايد است
I
يا ناقص ودر جدول دستور آن را نشان كنيم كه زايد است يا ناقص تا مطلوب حاصل شود .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] شوم