دور است وسيصد وسى وهشت فنك به تقريب وبه اصطلاح منجمان ما چندين أيام ودقايق / رباممح وبه لغت ايشان اين را جونجا خوانند ، ضرب كنيم وبنگريم به حاصل ضرب ؛ اگر چنان كه بيشتر باشد از مدت يك دور قمر در فلك تدوير كه آن بيست وهفت روز است
I
وپنج هزار وپانصد وپنجاه شش فنك وبه اصطلاح منجمان چندين أيام ودقايق / كرلجكفالو
I
كه به لغت ايشان اين را جنجون خوانند پس آن حاصل ضرب را بر اين جنجون قسمت كنيم . آنچه باقي
I
ماند از قسمت آن را محفوظ خوانيم وبنگريم ؛ اگر چنان كه سال مطلوب بعد از سال أصل است ، آن
I
محفوظ را بر آن جنجونكا افزائيم ؛ واگر از جنجولنا زيادت شود ، آن را از أو كم كنيم . واگر سال مطلوب
I
پيش از سال أصل است ، محفوظ را از جنجونكا نقصان كنيم واگر كم نتوان كردن ، جنجون بر آن
I
افزائيم واز آن مجموع نقصان كنيم تا حاصل حصهء قمر در أول سال مطلوب حاصل آيد .
آن گاه ما بين
I
أرام وووشى را هميشه از أو نقصان كنيم واگر نقصان نتوان كردن ، جنجون را بر آن افزائيم
I
واز آن مجموع كم كنيم تا تسع حصهء قمر حاصل شود . واين مدتي است ميان مفارقت قمر از
I
ذروهء تدوير وميان اجتماع أرام آي از سال مطلوب . اين را دايماً در نه ضرب كنيم تا حصهء
I
قمر حاصل آيد در أول سال مطلوب ، واين را به لغت ايشان جنجونشا خوانند .
اما استخراج
I
حصهء ماه به جدول چنان است كه از برابر سالهاى ناقصهء يزدجردى درآئيم در جدول سوم از جدول
I
سهگانه كه از أول دور شانكون تا آخر دور خاون موضوع است ؛ وبه ازاى مجموعه ومبسوطه ،
I
أيام ودقايق برگيريم وبر هم افزاييم تا أصل حصهء قمر حاصل آيد . اگر چنان كه كمتر از مدت يك
I
دور قمري باشد در فلك تدوير ؛ واگر زيادت باشد مدت يك دور قمر را در فلك تدوير
I
از آن كم كنيم تا أصل حصهء قمر حاصل آيد . آن گاه ما بين أرام وووشى را دايماً از أو كم كنيم . واگر كم
I
نتوان كردن ، مدت يك دور قمر را در فلك تدوير بر آن مبلغ افزائيم واز آن مبلغ نقصان كنيم