تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
وتحقيق اعمال مواليد وتحاويل ، به قدر وسع وامكان كوشيده ؛ على الخصوص در اصلاح عمل مطارح
I
شعاعات بطلميوس كه أصحاب اين صناعت را سهوى عظيم افتاده است در آن عمل . همانا
I
خللى كه بدان راه يافته است از نقل ناقلان بوده باشد وتصحيح اين عمل بر أهل اين صناعت ، واجب ولازم است .
I
زيرا « 1 » كه معظم‌ترين دلايل كميت عمر مولود ، بدان منوط است وفروع آن دلايل ، بر آن مربوط . وبه جهت تربيت
I
اعمال مواليد وتحاويل ، دستوري ساخته چنان كه هيچ كس از أصحاب اين علم ، تعرض به آن نرسانيده است
I
وتعريف وتقسيم اعمال هر يك را در مقام أو ، متعرض شده . وبعضي اعمال را كه صعوبتى در آن بود به مثال‌هاى
I
واضع ، موشح گردانيد . وهر يك به قواعد برهاني وموازين امتحانى مؤكد كرد تا خطا وزلل را به وقت اشتغال « 2 »
I
در آن اعمال ، مجال نباشد . ودر جميع أمور ، طريق ايجاز واختصار را رعايت نمود بر وجهي كه نه ايجاز ، مخل باشد
I
ونه اطناب ، مخل . چنان كه متعلمان را در بحث واستكشاف آن ، ملالت نباشد . ونيز مبتدى را مرشدى
I
بود در أهم مسائل ، ومنتهى را ممد در أعظم فضايل آن . وعرض اين ضعيف آنكه فايدهء اين كتاب ، عام باشد
I
چنان كه متعلم در ادراك مسايل أو متوقف نشود ومتحير نگردد ، چنان كه يكى از أفاضل زمان ما زيج ايلخانى را
I
شرحي نوشته است وآن را كشف الحقايق نام نهاده كه حقيقت هيچ مسئله‌اى از آنجا منكشف نمىشود
I
وآن شرح به هزار بار از متن ، دشوارتر است . ومواضعى را كه محل نظر است فرو گذاشته وتعرض به آن
I
نرسانيده . گوئيا مگر آن بزرگ را عرض اظهار فضل خود بوده است نه تفهيم خلق . اميد به كرم عميم والطاف
I
حميم بزرگانى كه اين رنج به شرف مطالعهء ايشان مشرف شود ؛ آنكه اگر بر خللى يا زللى اطلاع افتد آن را بذيل
I
عفو پوشند ودر اصلاح آن كوشند . وچون ذكر اين تصنيف وبيان اين تأليف ، به تربيت وافر . . .
I
أعظم ، مالك رقاب الأمم ، مستخدم أرباب السيف والقلم ، ناشر الإحسان والكرم ، شهريار إيران ، خسرو
I
آفاق ايسن ، قتلغ بن زنگى « 3 » بن سنباء بن طارم بن طغرل بن قليج « 4 » بن سنقور بن كنجل بن طوشيوقا
I
بن التارمان - طاب مثواه - وبه عنايت ظاهر مخدوم جهانيان ، صاحب صاحب‌قران ، خدايگان وزراى
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] زير ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] استغال ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] رنگى ( 4 ) . [ در أصل نسخه : ] قليح