تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
صورت وبه هر عنوان واز هر تاريخي كه باشد ، ماههاى قرار دادى است كه بر أساس حساب منجم وزيادة وكمىهاى اعتبارية ووضعيه بدين صورت در آمده است . اما ماههاى قمري در آن وقتي كه خداوند آسمان وزمين را خلقت كرد ، همينطور بوده است . يعنى به ابتداى رؤيت هلال به خروج از محاق وتحت الشعاع شروع مىشده ، وبه محاق ودخول تحت الشعاع پايان مىيافته است .
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَالْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
( آية 38 تا 40 از سوره 36 : يس ) « وخورشيد بر مدار معين خود پيوسته در حركت وگردش است ، اينست حكم خداوند مقتدر ودانا . وماه را ما در منزل‌هاى مختلف به سير وگردش در آورديم تا عاقبت ( كه آخر ماه نزديك ومحاق مىشود ) همانند شاخه زرد ولاغرى در آيد ، نه در سير وگردش منظم جهان آفرينش ، خورشيد را چنين توان وقدرتى است كه به ماه برسد وأو را دريابد ، ونه مىتواند شب بر روز سبقت گيرد ، وهر يك از اين خورشيد وماه واز اين شب وروز در مدار معين ومقرر پيوسته در حركت وشناورند . » ماههاى قمري حسى ووجداني است وابتدأ وانتهاى مشخصى در عالم تكوين دارد ، به خلاف ماههاى شمسي كه قرار دادى واصطلاحى است ، واگرچه فصول أربعة و